نشده و قوام نخواهد داشت ، مگر به اينكه خدا براى آنها شخص امينى را تعيين كند كه آنها را از اين تجاوز مانع گردد و نگذارد آنها مرتكب حرام شوند ؛ زيرا اگر شخص امينى را تعيين نمىكرد كسى حاضر نبود كه از لذائذ و منافع خود به سود ديگران ( يعنى جامعهء اسلامى ) صرف نظر كند .
اين است كه برايشان قيّم و سرپرستى قرار داد كه آنها را از فساد باز دارد و احكام و حدود را در ميان آنان اجرا كند .
ب : ما هيچ گروه و ملّتى را نمىيابيم كه بقا داشته باشند و زندگى كنند مگر اينكه سرپرست و رئيسى داشته باشند ؛ زيرا سرپرست داشتن امرى اجتناب ناپذير است . پس بر خداوند حكيم جائز نيست كه مردم را از چيزى كه براى آنان ضرورى است محروم كرده و به آن توجهى نكند ؛ چون مردم ، با تدبيرِ رئيس و سرپرست خود با دشمنان جنگيده و درآمدهاى عمومى را تقسيم مىكنند و نماز جمعه و جماعت را اقامه كرده و ظالم را از مظلوم دفع مىكنند .
ج : اگر امام و سرپرستى توانا و امين و حافظ و امانتدار و واجب الطاعة در رأس حكومت نباشد ، دين ( رفته رفته ) كهنه شده و از بين مىرود و سنّت و احكام تغيير داده شده و بدعت گذاران ، احكام آن را افزون و ملحدين آن را ناقص و حقيقت آن را براى مسلمانان مشتبه خواهند ساخت ؛ زيرا مردم به خاطر هواهاى مختلفهء نفسانى و اختلاف سليقههايى كه دارند ناقص و محتاج هستند . . .
* 4 - امام رضا عليه السلام در بيان اهميت مقام امامت مىفرمايد :
انَّ الامامَةَ زِمامُ الدّينِ و نِظامُ الْمُسْلِمينَ و صلاحُ الدّنيا و عِزُّ المؤمِنينَ . « 1 »
يعنى : امام عليه السلام پيشواى دين و موجب نظم در ميان مسلمانان و اصلاح دنيا و عزّت مؤمنين است .
نِظام نخى را گويند كه گردن بند يا تسبيح را با او تنظيم مىكنند و به هر چيزى كه قوام شىء به او بستگى داشته باشد ، نِظام گويند ، و عادت و سيره و طريقهء واحده را نيز نِظام نامند و گفته مىشود : « ما زالَ عَلىِ نِظامٍ واحدٍ » يعنى : ( همواره بر يك روش بود ) .
حضرت ، امامت را به همان نخى ، كه قوام گردن بند به آن است تشبيه كرده و فرمودهاند كه اين نظام اگر احساس خطرى برايش شد ، بايد به هر نحوى ، آن را حفظ كرد .
حضرت فاطمه - سلام اللَّه عليها - نيز در خطبه مفصلى كه در مسجد ايراد كردند ، چنين فرمودند :
هامش
( 1 ) - ميزان الحكمه ، ج 1 ، ص 161 ، به نقل از كافى ، ج 1 ، ص 200 .