وقتى آنها را مىبينى ، وضع جسميشان تو را به اعجاب وامى دارد و اگر حرف بزنند گوش فرا مىدهى گويا چوبهايى هستند كه به ديوار تكيه دادهاند ( نه مىشنوند و نه مىفهمند ) هر صدايى را عليه خود مىپندارند . ايشان دشمنند پس از اينها برحذر باش ( احتياط كن و از خود و اسلام حراست نما ) خدا آنان را بكشد ( از حق روگردان شدهاند ) كجا برگردانده مىشوند .
دستور مىدهد كه از منافقين كه در بين مسلمانان هستند ( و هر آن احتمال خبرچينى و افشاى اسرار مسلمانها و رابطه برقرار كردن با دشمنان خارجى و توطئه و كارشكنى و سست كردن مسلمانان و القاء كردن شبهات در دل ضعفا و شايعه سازى و ترور فكرى و جسمى و ترور شخصيتها درباره آنها هست ) احتياط كن .
حالا احتياط كردن از منافقين چگونه و به چه نحوى ممكن بود و عملًا چطور انجام مىدادند بحث ديگرى است كه در فصل سوم خواهد آمد انشاء اللَّه تعالى .
ج - احاديث و روايات
در عين حال كه حفظ نظم و نظام عقلًا لازم است و فقها آن را جزء مسلّمات دينى دانستهاند ، احاديث زيادى در اهميت آن از حضرت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم و ائمّه طاهرين - صلوات اللَّه عليهم - به ما رسيده است .
به احتمال قوى اين احاديث جنبه ارشادى داشته و ما را به همان حكم عقل راهنمايى مىكند ( مانند ادلّهاى كه در وجوب اطاعت خدا و رسول آمده است ) البته اين احتمال هم وجود دارد كه حكم اينها ، حكم مولوى باشد ( مانند تحريم خيانت و كذب و زنا و لواط ) يعنى اين اعمال با وجود حكم عقل به زشتى و قبح و لزوم ترك بلكه وجوب جلوگيرى از آنها ، شرعاً نيز حرام و آيات و روايات ، حرمت آنها را اثبات مىكند .
پس منافات ندارد كه حفظ نظم و نظام عقلًا واجب بوده و شرعاً نيز امر مولوى داشته و واجب باشد . اينك نظر خوانندگان گرامى را به اين احاديث جلب مىكنم :
1 - اميرالمؤمنين على عليه السلام درباره آنان كه از بيعت با آن حضرت خوددارى نموده و يا پس از بيعت كردن پيمان خود را شكسته و خواستند جنگ جمل را برپا كنند فرمود :