6 - اذا ظَنَنْتُمْ فَلا تُحَقِّقُوا . 7 - فَما رَأَيْتَهُ بعَيْنِكَ فَهُوَالْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِاذُنَيْكَ باطِلًا كَثيراً . 8 - لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ . 9 - انَّهُ قَدْ يَرْمي الرّامي وَ يَخْطَى ءُ السَّهامَ .
ج - آيهء كريمهء : لَوْ لا اذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بِانْفُسِهِمْ خَيْراً و رواياتى كه در ذيل آن نقل كرديم ، در وجوب حسن ظن ظهور دارند كه خداوند سبحان مؤمنان را به عدم حسن ظن ، شديداً توبيخ مىفرمايد چنان كه گذشت .
و حديث : ضَعْ امْرَ اخيكَ عَلى احْسَنِهِ « 1 » نيز چون امر است ، در وجوب حسن ظن ، ظهور دارد ؛ مگر اينكه به وسيله قرائن ديگر حمل به استحباب شود .
د - مراد از تحريم سوء ظن دربارهء مؤمن و وجوب حسن ظن در حق او ، سوء ظن و يا حسن ظن فاعلى است نه فعلى ؛ بدين معنى كه اگر سخنى دربارهء او شنيدى يا كارى از او ديدى يا نقل شد ، نگو او مرتكب خلاف شرع شده و فساد كرده است ؛ زيرا او مؤمن است و ايمانش او را از ارتكاب گناه باز مىدارد .
اما حسن فعلى بدين معنى كه بگوييم مؤمن واقعاً كار خوب انجام داده يا نه - مثلًا سلام كرده يا نه - ، آيه و روايات در مقام بيان آن نيست ؛ بلكه آن را طبق ادلّه و قواعدى كه در جاى خود مذكور است بايد به دست آورد ؛ يعنى اين آيات و روايات در صدد اثبات اين نيستند كه كار مؤمن مطابق واقع است و بايد هرطور شده بدان ترتيب اثر خارجى - از قبيل زندانى كردن و تعزير نمودن و قصاص كردن - داد بلكه اينها قواعد خاصّى دارند كه بايد در جاى خود مورد استفاده قرار گيرند .
ه - از اينكه در آيهء مباركهء وَ اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظّن ، تحريم را روى اكثر موارد ظن برده نه همهء آن ، استفاده مىكنيم كه در پارهاى موارد اگرچه خيلى هم كم باشد ، سوء ظن دربارهء مؤمن جايز و يا احياناً گاهى واجب است و از گفتار مفسّران و با استفاده از ادلّه نيز به دست آمد كه در مواردى سوء ظن جايز و در موارد ديگر واجب است كه ذيلًا قسمتى از آن را ذكر مىكنيم :
1 - عمل به خبر فاسق ، پيش از تحقيق و تبيّن ، مورد نهى واقع شده است .
2 - در مسألهء خوابيدن دو نفر بهطور عريان زير يك لحاف ، تعزير بيان شده و به موازات سوء ظنّ حاكم ، كم و يا زياد مىشود .
هامش
( 1 ) - بحار ، ج 75 ، ص 196 .