گفتيم . و يا اينكه ادلّهء تحريم سوء ظن فقط سوء ظن فاعلى را حرام كرده ولى حقيقت اعمال بد يا خوب از موضوع خارج است و در آن موارد مطابق ادلّهء ديگرى بايد عمل كرد و در اين موارد ظاهراً به فسق كسى حكم نشده ( كه مرتكب فسق شده يا خيانت نموده است ) بلكه عملًا احتياط فرموده و منصبى را بدون تحقيق به كسى نداده و همچنين قول عامل را در مورد هديه نپذيرفتهاند ؛ زيرا پذيرفتن هديه براى مسؤول دولتى كلًا حرام است ؟
ممكن است در بعضى موارد ، متّهم به خاطر حفظ خون مسلمانان زندانى شود و يا به اتّهام جاسوسى گرفتار گردد و يا به اتّهام توطئه عليه نظام ، تحت تعقيب قرار گيرد و ولىّ امر مسلمين نيز اين عمل را براى حفظ نظام و يا جلوگيرى از اختلال بر خود واجب بداند .
ح - احاديث زيادى ما را از خوش باورى و يا زودباورى بر حذر مىدارد و از خوش بينى بيش از حد به افراد - كه شايد خوبان به علّت اينكه خود خوب هستند همه را خوب بدانند - اعلام خطر كرده و در واقع ما را به حكم عقل ارشاد مىكند . اينك به چند نمونه از اين احاديث - كه قبلًا گذشت - اشاره مىكنيم :
1 - احْتَرِسُوا مِنَ النّاسِ بِسوُءِ الظَّنِّ . « 1 »
يعنى : خود را از مردم با سوء ظنّ به آنان حفظ كنيد .
2 - لا تَثِقَنَّ بِاخيكَ كُلَّ الثِّقَةِ فَإِنَّ صَرْعَةَ الْاسْتِرْسالِ لا تُسْتَقالُ .
يعنى : به برادر مؤمنت كاملًا اعتماد نكن بسا كه ضررهاى ناشى از زود انس گرفتن با مردم ، قابل جبران نباشد .
از كلمهء اخ بروشنى فهميده مىشود كه : حتّى به برادر مسلمانت بيش از حد وثوق و اعتماد نكن .
و در حديث ديگرى از خوش باورى نيكان گله كرده و مىفرمايد :
الَى اللَّهِ اشْكُو بَلادَةَ الْأمينِ وَ يَقْظَةَ الْخائِن .
يعنى : از كودنى امين و بيدارى خائن ، به خدا پناه مىبرم .
3 - الْحازمُ يَقْظانُ .
يعنى : آدم با احتياط همواره بيدار است .
4 - الْحَزْمُ سُوءُ الظَّنِّ .
يعنى : احتياط سوء ظن است .
و در روايت زير حزم را از نشانههاى عقل قرار داده و مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - براى آگاهى از مأخذ اين حديث و روايات پس از آن ، تا روايت هفتم ، بنگريد به صفحات 180 تا 190 .