تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
چنين كارى ترجيح بلا مرجَّح بلكه ترجيح مرجوح است . « 1 » صاحب كشاف مىگويد : اگر كسى سؤال كند كه چرا در آيهء : يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ فعل « يؤمن » به « اللَّه » به وسيله « باء » و به « مؤمنين » با « لام » متعدى شده است ؟ پاسخش اين است كه مراد از تصديق خدا تصديق در مقابل كفر است و لذا به وسيله « باء » متعدى شده است و مراد از تصديق مؤمنين شنيدن حرف آنها و اظهار تسليم و پذيرفتن و تصديق آنها است ؛ زيرا كه از نظر آن حضرت راستگو هستند و به همين جهت با « لام » متعدى شده است مانند آيات شريفهء : « وَ ما انْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنّا صادِقينَ » « 2 » « فَما آمَنَ لِمُوسى الّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ » « 3 » « انُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْارْذَلُونَ » . « 4 » به طورى كه روشن است ميان اين معنا و معناى باء تعديه ، فاصله زيادى وجود دارد . « 5 » در اينجا استاد علّامه طباطبائى ( ره ) به معناى لطيفى اشاره كرده و مىفرمايد : در آيهء قُلْ اذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ ، اضافه از نوع اضافهء حقيقى است يعنى آن حضرت سمّاع است ( زيرا از باب زيد عدل فرمود « اذُن » ) و تنها آنچه را كه خير شما در آن است مىشنود ، سخن خدا را كه وحى است و خير شما در آن است و همچنين سخنان مؤمنان را كه نصيحت و خيرخواهى بوده و در آن نيز خير شماست مىشنود و ممكن است اضافه از نوع اضافهء موصوف به صفت باشد يعنى « اذُن » بودن آن حضرت به نفع شماست ؛ زيرا جز آنچه را كه نفع شما در آن است نشنيده و به هرچه كه به ضرر شماست گوش نمىدهد و فرق ميان اين دو وجه آن است كه بنا به معناى اوّل ، لازم است كه كلام مسموع براى مؤمنان خير باشد مانند وحى و نصيحت و خيرخواهى مؤمنان كه هر دو خير است ولى بنا به معناى دوم بايد استماع و شنيدن ، خير باشد اگرچه ممكن است كلام مسموع ، خير نباشد . مثلًا اينكه با گوش دادن به گزارش مؤمن به ضرر مؤمن ديگر حمل بر صحت كرده و احترام گزارش دهنده را حفظ مىكند و حرمت او را ، هتك نكرده و دربارهء او سوء ظن نمىكند ولى در عين حال به آن گزارش ترتيب اثر نداده و شخصى را كه گزارش بر ضرر او داده شده ، مؤاخذه نمىكند . معناى دوم با سياق آيه سازگارتر است ؛ زيرا معناى ايمان در اينجا ، تصديق و قبول
هامش
( 1 ) - تلخيصى است از تحقيقات شيخ بزرگوار در فرائد الاصول ، ( چاپ قديم خط پانوشت ) در حجّيت خبر واحد ، ص 83 - 84 و ص 416 در آخر بحث استصحاب ؛ و به حاشيهء فقيه فقيد همدانى نيز رجوع شود و همچنين رك : بحرالفوائد آشتيانى ، ص 159 ؛ مرآة العقول ، ج 1 ، ص 87 و 91 ؛ المنار ، ج 10 ، ص 516 - 519 ؛ الميزان ، ج 9 ، ص 329 . ( 2 ) - سورهء يوسف ( 12 ) : 17 . ( 3 ) - سورهء يونس ( 10 ) : 83 . ( 4 ) - سورهء شعراء ( 26 ) : 111 . ( 5 ) - تفسير كشّاف ، ط بيروت ، ج 2 ، ص 285 .