تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
يعنى : با همهء مردم - اعم از مؤمن و مخالف - برخورد خوب داشته باشيد و شخص با مؤمنان با روى گشاده برخورد مىكند و با مخالفين با مدارا و سازش حرف مىزند تا بدين وسيله آنان را به ايمان جذب كند ؛ زيرا با كمتر از اين مىتواند شرّ آنان را از خود و برادران مؤمنش دفع كند . به طورى كه روشن است در اين حديث ، قُولُو لِلنّاس حُسْناً را برخورد خوب تفسير كرده است يعنى قول را به معنى ترتيب آثار حسن ظن گرفته است . * 3 - خداوند متعال در قرآن كريم پيامبر عظيم الشّأن خود را ستوده و مىفرمايد : وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ . « 1 » يعنى : بعضى از اينها ( منافقين ) كسانى هستند كه پيامبر را اذيّت كرده و مىگويند : او گوش است ( هرچه مىشنود باور مىكند ) بگو گوش بودن او براى شما بهتر است به خدا ايمان مىآورد ( هرچه از طرف خدا وحى مىشود قبول دارد ) و آنچه به نفع مؤمنان است بدان ايمان مىآورد . خلاصه ، خدا پيامبر گرانقدر خود را بدين صفت كه مؤمنان را تصديق مىفرمايد ، مدح كرده و آن را قرين تصديق خداوند متعال قرار داده است . در فروع كافى آمده است كه اسماعيل پسر امام صادق عليه السلام مقدارى پول داشت و شخصى از قريش مىخواست با آن پول يك سفر تجارتى به يمن بكند ، امام صادق عليه السلام در اين باره به اسماعيل فرمود : پسرم مگر تو نشنيده‌اى كه او شراب مىخورد ؟ عرض كرد : چرا شنيده‌ام ، مردم چنين مىگويند ، حضرت فرمود : پسرم خدا مىفرمايد : يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ ( پيغمبر ، خدا و مؤمنين را تصديق مىنمايد ) وقتى مؤمنين پيش تو شهادت دادند آنان را تصديق كن . « 2 » اذُن شخصى را گويند كه هرچه را بشنود باور كند و اين عنوان را منافقين به عنوان انتقاد به آن حضرت داده بودند ولى خداى تبارك و تعالى در جواب آنان مىفرمايد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم « اذُن خير » است يعنى خير شما را مىشنود و بد شما را نمىشنود ، خدا را تصديق مىكند و آنچه را كه به نفع مؤمنان باشد نيز تصديق مىكند و اسرار آنان را فاش نمىكند و آنچه را كه به ضرر آنان باشد نمىشنود . « 3 » در اينجا مراد از شنيدن اين نيست كه حرف گزارش دهنده را مطابق واقع مىداند ؛
هامش
( 1 ) - سورهء توبه ( 9 ) : 61 . ( 2 ) - فرائدالاصول ، ص 82 - 83 . ( 3 ) - رجوع شود به كشّاف ، ج 2 ، ص 284 ؛ قرطبى ، ج 8 ، ص 92 ؛ المنار ، ج 10 ، ص 516 - 519 ؛ ابن كثير ، ج 2 ، ص 366 ؛ فخر رازى ، ج 16 ، ص 116 - 117 ؛ درّالمنثور ، ج 3 ، ص 253 ؛ روح المعانى ، ج 10 ، ص 125 - 126 ؛ روح البيان ، ج 3 ، ص 456 ؛ برهان ، ج 2 ، ص 138 ؛ الميزان ، ج 9 ، ص 329 ؛ تبيان ، ج 5 ، ص 287 ؛ طبرى ، ج 10 ، ص 116 - 117 .
اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 197 | علي الأحمدي الميانجي