تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
مىكند ؛ يعنى بر مسلمانان واجب است كه در مورد مسلمانان ديگر حسن ظن داشته باشند به طورى كه هر وقت نسبت ناروايى در حق مؤمنى شنيدند آن را تكذيب كرده و بگويند : اين تهمتى آشكار است . . . . لَوْ لا اذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنوُنَ وَ الْمُؤمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً وَ قالُوا هذا افْكٌ مُبينٌ . . . وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِي الُّدنْيا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فيما افَضْتُمْ فيهِ عَذابٌ عَظيمٌ * اذْ تَلَقَّونَهُ بِألْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَاللَّهِ عَظيمٌ * وَ لَوْ لا اذْ سَمِعْتُموُهُ قُلْتُمْ ما يَكوُنُ لَنا انْ نَتَكَلَّمَ بِهذا سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظيمٌ * يَعِظُكُمُ اللَّهُ انْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ ابَداً انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ . « 1 » يعنى : چرا هنگامى كه آن بهتان « 2 » را شنيديد مردان و زنان مؤمن به خود گمان نيك نبردند و نگفتند كه اين تهمتى است آشكار . . . اگر فضل و رحمت خدا در دنيا و آخرت شامل حالتان نبود به سزاى آن سخنان كه مىگفتند شما را عذابى بس بزرگ مىرسيد * آنگاه كه آن سخن را از دهان يكديگر مىگرفتيد و چيزى بر زبان مىرانديد كه دربارهء آن هيچ نمىدانستيد ، مىپنداشتيد كه كار مهمى نيست در حالى كه نزد خدا كارى بزرگ بود * چرا هنگامى كه اين سخن را شنيديد نگفتيد : ما را نشايد كه آن را باز گوييم ، پروردگارا تو منزّهى ، اين تهمت بزرگى است * خدا شما را اندرز مىدهد كه از مؤمنان هستيد بار ديگر گرد چنان كارى نگرديد . خداوند متعال در اين آيهء شريفه ، مسلمانان را موظّف مىكند كه اگر دربارهء كسى ، مطلب خلاف شرعى شنيدند و به آن علم و يقين نداشتند ، بگويند : اين بهتانى آشكار است . و آنان را به جهت نداشتن حسن ظن توبيخ مىكند يعنى نه تنها باور نكنند بلكه بگويند : ما در اين باره حق حرف زدن نداريم و اين بهتان بزرگى است . « 3 » شيخ طوسى در تبيان مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سورهء نور ( 24 ) : 12 - 17 . ( 2 ) - مراد از بهتان ، نسبت زناست . داستان افك از ساخته‌هاى منافقين بود كه قضاياى دروغى را جعل كرده و به مسلمانان نسبت مىدادند ، علما دربارهء اين افترا در تفسير اين آيه و در كتب حديث مطالب زيادى آورده‌اند و در شخص متّهم اختلاف است ؛ علّامهء محقق ، سيدجعفر مرتضى عاملى ، در اين موضوع ، كتاب محقّقانه‌اى بنام « حديثُ الْافك » تأليف كرده است . ( 3 ) - دربارهء تفسير آيه رجوع شود به : تبيان ، ج 7 ، ص 416 - 418 ؛ برهان ، ج 3 ، ص 127 ؛ نورالثقلين ، ج 3 ، ص 582 ؛ تفسير رازى ، ج 23 ، ص 177 - 180 ؛ تفسير روح البيان ، ج 9 ، ص 126 - 127 ؛ تفسير ابى السّعود ، ج 6 ، ص 161 ؛ تفسير ابوالفتوح ، ج 8 ، ص 161 ؛ تفسيرالميزان ، ج 15 ، ص 98 - 100 ؛ تفسير درالمنثور ، ج 5 ، ص 33 - 34 ؛ احكام القرآن جصّاص ، ج 5 ، ص 161 - 162 ؛ تفسير كشّاف ، ج 3 ، ص 218 .