به نيكى ياد كرده و او را از گناهان مبرّا بدانند و عدالتش را بر مردم گوشزد كنند البته اين در فرضى است كه اين شخص در به جاى آوردن نمازهاى شبانه روزى مقيّد بوده و آنها را به صورت جماعت به جا آورد و از نماز جماعت مسلمانها تخلف نكند مگر اينكه مانعى در كار باشد .
4 - در بحثهاى گذشته گفتيم : اميرالمؤمنين عليه السلام دربارهء اهل ريب دستورهاى شديد . « 1 » صادر مىفرمود . از جمله در نامهاى كه به اهل مصر نوشته مىفرمايد :
وَ قَدْ امَرْتُهُ بِالْاحْسانِ الى مُحْسِنِكُمْ وَالشِّدَّةِ عَلى مُريبِكُمْ .
يعنى : به او ( قيس بن سعد بن عباده ) دستور دادم كه به نيكان شما نيكى و به اشخاص مظنون سختگيرى كند .
همچنين به اهل مدائن نوشت :
وَ قَدْ امَرْتُهُ بِالْاحْسانِ الى مُحْسِنِكُمْ وَ الشِّدَّةِ على مُريبِكُمْ .
مريب به كسانى مىگويند كه كارهاى تهمت زا و برانگيزندهء سوء ظن انجام مىدهند و ممكن است اين سوء ظن متوجه مخالفين نظام شود ؛ كه كارهاى حاكى از نافرمانى و عدم پذيرش نظام انجام مىدهند و يا عليه آن توطئه مىچينند . « 2 »
روشن است كه سوء ظن نسبت به چنين اشخاصى ممنوع نيست .
5 - از برخى روايات استفاده مىشود كه شهادت متّهم قبول نيست و اين از موارد ترتيب اثر دادن به سوء ظن است چنان كه در حديث آمده :
وَ لاتَجُوزُ شَهادَةُ الظّنين . « 3 »
شهادت متّهم نيست .
وَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سَنانَ قالَ : قُلْتُ : لِأبي عَبْدِاللَّه عليه السلام : ما يُرَدُّ مِنَ الشُّهُودِ ؟ قالَ : فَقالَ : الظَّنينُ وَ الْمُتَّهَمُ قالَ : قُلْتُ : فَالْفاسِقُ وَالْخائِنُ ؟ قالَ ذلِكَ يَدْخُلُ فِي الظَّنين . « 4 »
يعنى : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : شهادت چه كسانى قبول نمىشود ؟ فرمود : شهادت شخص مظنون و متّهم ، گفتم : درباره فاسق و خائن چه مىفرماييد ؟ فرمود : اينها داخل در مفهوم متّهم مىشوند .
هامش
( 1 ) - دستورهاى شديد عبارت از تحت تعقيب قرار دادن او و مراقبت از اعمال و رفتار و گفتار او و سوء ظن نسبت به او و حمل نكردن كارهاى او بر صحت است .
( 2 ) - براى اطلاع بيشتر به صفحات پيشين رجوع شود .
( 3 ) - نثرالدّر ، تأليف وزير آبى ، ج 1 ، ص 232 ؛ المراسيل لابى داود ، ص 286 و 287 .
( 4 ) - الوافى ، ج 2 ، باب ما يرد من الشهود ؛ مستدرك ، ج 3 ، ص 213 .