تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
مجموعى ؛ زيرا اگر امر به اجتناب روى كثير رفته و قيد كثرت در موضوع اجتناب دخالت داشت ، نتيجه اين مىشد كه كثيرالظّن مانند كثيرالشّك مىبايستى به ظنّ خود عمل نكند .

معيار سوء ظنّ حلال و حرام

چنان كه مراد از آيهء شريفه ، تبيين حكم سوء ظن باشد و نيز بنابراينكه سوء ظن دربارهء مؤمنان دو قسم باشد ؛ قسمى از آن حلال و قسم ديگر حرام است . مفسّران در معيار تعيين و تشخيص اين دو قسم چنين گفته‌اند : آنچه سوء ظن حلال و حرام را از هم جدا مىكند ، وجود اماره و دليل صحيح و روشن برجواز آن است و هر سوء ظنى كه فاقد آن باشد حرام و واجب الاجتناب است ؛ يعنى در صورتى كه شخص مورد سوء ظن اهل عفاف و ستر ( ظاهر اسلامى داشته باشد و تظاهر به فسق نكند ) و اهل صلاح بوده و ظاهراً فردى امانت‌دار باشد ، سوء ظن به او و اينكه او فردى فاسد و خيانتكار است ، حرام مىباشد اما اگر مظنون به انجام كارهاى مشكوك بوده و تظاهر به افعال خبيث و خلاف شرع داشته باشد ، سوء ظن دربارهء او حرام نيست . « 1 » آلوسى در روح المعانى مىگويد : مراد از الْمُجاهَرةُ بِالْخَبائِثِ ( تظاهر به كارهاى خبيث ) آن است كه مثلًا به دكان شراب فروشى وارد شده و با زن‌هاى بدكاره مصاحبت داشته باشد و به جوانان امْرَد زياد نگاه كند كه در اين صورت ، سوء ظن نسبت به او حرام نيست اگرچه سوء ظن كننده ، شراب خوردن و زنا كردن او را نديده باشد . « 2 » بعضى از مفسّران گفته‌اند : امر به اجتناب - پس از تقسيم كردن ظن به دو قسم حلال و حرام - از جهت احتياط در اطراف علم اجمالى است . بارى در فقه اسلامى ، سوء ظن دربارهء اين اشخاص نه تنها گناه شمرده نمىشود بلكه اثر هم بر آن مرتّب است و ما اينك به چند مورد از آن اشاره مىكنيم : 1 - در قرآن كريم از ترتيب اثر دادن به خبر فاسق نهى شده و دستور تحقيق و تفتيش
هامش
( 1 ) - رجوع شود به مجمع البيان ، ج 9 ، ص 137 ( به نقل از زجّاج ) ، روح المعانى ، ج 26 ، ص 156 ؛ ثعالبى ، ج 4 ، ص 190 ؛ احكام القرآن جصّاص ، ج 5 ، ص 288 ؛ روح البيان ، ج 9 ، ص 85 ؛ منهاج العابدين ، تأليف غزالى ، بنا به نقل روح البيان . ( 2 ) - براى تحقيق بيشتر در معناى آيهء شريفه علاوه بر مصادر گذشته رجوع شود به : تفسير ابى السعود ، ج 4 ، ص 122 ؛ تفسير ابوالفتوح ، ج 10 ، ص 255 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 4 ، ص 212 ؛ رازى ، ج 28 ، ص 134 ؛ قرطبى ، ج 16 ، ص 331 ؛ نمونه ، ج 22 ، ص 182 ؛ السّراج المنير ، ج 4 ، ص 69 ؛ گازُر ، ج 9 ، ص 172 ؛ روح البيان ، ج 9 ، ص 84 .