تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
حسن ظن قناعت نكن ؛ زيرا مردان ، خود را با تصنع و ظاهرسازى و نشان دادن حسن خدمت طبق خواست ولات ( مسؤولين ما فوق خود ) معرفى مىكنند ( اگر والى زاهد باشد ، خود را زاهد نشان مىدهند و يا خود را امين و ناصح و . . . معرفى مىكنند ) در حالى كه در باطن از امانت و اخلاص بهره‌اى ندارند ، بلكه آنان را با توجه به كارهايى كه در سابق داشتند و از طرف زمامداران خوشنام ، پستى داشتند ، آزمايش كن و ( با توجه به اين ملاك ) در ميان مردم آثار خوب و نام نيك باقى گذاشته و به امانت معروف شده‌اند . امتحان كردن و خوبها را استخدام نمودن و به اين دستورات عمل كردن ، دليل بر اين است كه تو نسبت به خدا و ولىّ امر مسلمين ناصح و مخلص هستى .

نتيجهء بحث :

بدون شك ، تجسّس در اسرار مردم حرام است ، ولى در مواردى كه مصالح شخصى يا اجتماعى مقتضى تجسس باشد در صورتى كه مصالح تجسس اهم از مصلحت حفظ اسرار مردم باشد تجسّس ، جايز بلكه گاهى واجب است ، از جهت اينكه مقتضاى قانون تزاحم اين است ، يا اينكه موضوع حرمت از اول مقيد است به اينكه تجسّس ، روى اغراض صحيح نباشد ، به هر حال موارد خاصى را ذكر كرديم كه بالخصوص دليل بر جواز تجسّس و تفحّص در آنجاها داريم . و ليكن بايد در نظر داشته باشيم كه تجسّس جايز يا واجب در حدّ ضرورت است يعنى به مقدارى كه در كار مورد نظر ما ضرورت وجود دارد ، همان قدر تجسّس جايز خواهد بود و بيشتر از آن حد يا در چيزهايى كه در آن هدف دخالت ندارد ، تجسّس ، حرام است ، همچنانكه پس از تجسّس كردن ، اگر ضرورت اقتضا نكند افشا كردن و آبروى اشخاص را بردن حرام است ؛ بنابراين بايد تجسّس به وسيله افرادى باشد كه مورد وثوق كامل باشند و ابداً اسرار مردم را فاش نكنند و آبرو و حيثيّت مردم را نبرند و بيش از حد لازم و شرايط تفتيش نكنند .

2 - سوء ظن

مسؤول اطلاعات و تحقيقات اصولًا در محدودهء وظيفهء شغلى خود دربارهء اشخاص ، گرفتار سوء ظن مىشود كه اگر شخص مورد نظر ، مسلمان باشد قهراً اين سوء ظن ، بدگمانى نسبت به برادر دينى خواهد بود كه حرام است .