و ثانياً نظارت بر صحت جريان امور در روابط عمومى افراد جامعه و رفاه حال و زندگى ايشان بود . « 1 » و ابن خلدون مىگويد : يبحث عن المنكرات و يعزّر و يؤدّب على قدرها و يحمل الناس على المصالح العامة . « 2 »
بنابراين مىتوان گفت وظايف محتسب در موارد زير خلاصه مىشده :
1 - رسيدگى به وضع زندگى اجتماعى :
يعنى محتسب از منكرات تحقيق مىنمود و در صورتى كه شخصى جرمى مرتكب مىشد ، به مقدار جرمى كه مرتكب شده بود او را تأديب و تعزير مىكرد و مردم را به حفظ مصالح عمومى وادار مىنمود مانند جلوگيرى از سدّ معبر و منع باربران و كشتى بانان از حمل بار بيش از اندازه و خراب كردن ساختمانهايى كه مشرف به خرابى بود ، و رفع چيزهايى كه براى عابرين خطر داشت و اگر آموزگاران ، شاگردان را خارج از مقررات و اندازه تنبيه مىكردند ، تأديبشان مىكرد . « 3 »
محتسب در مسجد مىنشست و مأموران او در بازارها و كارگاهها و غذاخوريها و مهمانسراها مىگشتند و به وضع اجناس و گوشت و ديگر خوردنيها مىرسيدند و سقاها را امر مىكردند كه در ظروف به مقدار معين آب بريزند ( كه هر ظرفى 24 دلو و هر دلو 40 رطل بود ) . « 4 »
و از جهت حفظ عفت عمومى دستور مىدادند كه سقاها شلوارهاى مناسب ( كبود رنگ و كوتاه ) بپوشند تا عورتشان پوشيده گردد ، و به آموزگاران اخطار مىنمودند كه بچهها را خارج از اندازه مقررات تنبيه نكنند .
و در بعضى از اوقات هم ، محتسب سوار بر مركب ، با مأموران خود در بازار راه مىافتاد و ترازويى در دست افرادش بود كه با آن نان را توزين مىكردند و همچنين روى گوشت ، ورقهاى الصاق مىكردند و يا مىگذاشتند كه قيمت گوشت روى آن نوشته شده بود ، قصابان حق نداشتند بيش از مقدار مجاز ذبح كنند و تخلفات آنان به وسيله بچه يا جاريهاى كه از طرف محتسب يا قاضى مخفيانه به عنوان مشترى به دكان قصاب مراجعه مىكرد ، كشف مىشد .
هامش
( 1 ) - لغت نامهء دهخدا ، ج 20 ، ص 548 .
( 2 ) - مقدمه ، ص 225 .
( 3 ) - تاريخ تمدن جرجى زيدان ، ج 1 ، ص 242 ؛ مقدمهء ابن خلدون ، ص 225 .
( 4 ) - تاريخ تمدن جرجى زيدان ، ج 1 ، ص 242 ، 243 .