بعضى گفتهاند : كه مهدى خليفهء عباسى حسبه را تأسيس كرده است . « 1 »
به هر تقدير ، مسألهء حسبه طبق مداركى كه ارائه شد از زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و خلفا مطرح و ليكن گاهى به صورت نقيب و عريف و گاهى به صورت تعيين عيون بوده و در زمان على عليه السلام هم عريف رسماً وجود داشته و حضرت دستور تشكيل دستگاه جاسوسى و عيون ، جهت رسيدگى به نواقص و كمبودها و خيانت عمال را مىدهد .
اين دستور ، مخصوصاً در عهدنامهء مالك اشتر و در عهدنامهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه براى على عليه السلام نوشته بود - چنان كه گذشت - ذكر شده است و معلوم است كه اين ، دستورالعمل عمومى براى همهء حكومتها و مسؤولين است و بعيد نيست كه عهدنامهء مالك ابتكار تأسيس دايره حسبه باشد كه رفته رفته به صورت مستقل و تشكيلات منظم درآمده بود .
پس تأسيس اين دايره ربطى به سوابق تاريخى آن در عهد بيزنطى ندارد .
در كتاب واسط در عصر اموى « 2 » آمده است :
دولت براى اينكه از غش و تدليس و حيله و احتكار بعضى از فروشندگان جلوگيرى كند - در شهر واسط - مؤسسهاى براى مراقبت از آنان تأسيس كرد تا جلوى كارهاى مضّرشان را بگيرد و محتسب در رأس آن مؤسسه بود .
نخستين بار ذكر حسبه و محتسب را در عهد امير عمربن هبيربه فرازى ( سال 103 - 106 ) در كتاب انساب الاشراف مىيابيم ؛ بلاذرى يادآورى كرده كه اوّل ، مهدى بن عبد الرحمن و بعداً اياس بن معاوية رياست حسبه را در واسط عهدهدار بودند . « 3 »
گفتنى است كه اين ، اولين اشارهاى است كه در مورد حسبه به دست آمده ؛ ولى دلالت ندارد كه در آن تاريخ به صورت ابتكارى تأسيس شده ؛ بلكه در تاريخ مىيابيم كه عمربن الخطاب در زمان خلافت خود عامل سوق تعيين كرده و ابن سلام ذكر كرده كه سائب بن يزيد عامل سوق بوده است .
وظايف محتسب
وظيفهء اصلى محتسب ، اولًا نظارت بر اجراى مقررات مذهبى و منع از اعمال محرم ،
هامش
( 1 ) - الأصناف . . . ، ص 143 به نقل از تاريخ العرب العام ، ص 220 .
( 2 ) - مصدر ، ص 282 .
( 3 ) - انساب الاشراف ، ج 7 ورقه 36 ب ؛ اخبار القضاة ، ج 1 ، ص 352 .