آن است ؛ زيرا انسان مطيع ستايش شده است نزد خداوند در دنيا ، همانا تهمت وعيب رسيدن به آن ملازم او خواهد بود وقتى به خدا در دنيا خيانت كند ؛ زيرا دنيا مملوك خداست و مردم بندگان او هستند و ايشان در اين حال دو دسته هستند : خائن و امين ، پس وقتى كه مال در دست خائنها واقع شود ، آن سبب از بين رفتنشان مىشود و سرزنش بر مال نيست ، فقط سرزنش ايشان بر عمل است كه با مال مىكنند و وقتى در دست امينها قرار گرفت موجب شرافت و خلاصى ايشان مىشود و براى مال معنايى نخواهد بود فقط ايشان با عملشان با مال شرافت را نزد خداوند كسب مىكنند . . .
- « من أقام قلبه عنداللَّه سكن ؛ و من أرسله فى النّاس إضطرب . »
كسى كه قلبش را نزد خداوند نگه دارد ، آرامش پيدا مىكند و كسى كه آن را در مردم رها كند مضطرب مىشود .
- « الفوت أشدّ من الموت ؛ لأنّ الفوت انقطاع عن الحقّ والموت انقطاع عن الخلق . »
فوت سختتر است از مرگ ؛ زيرا فوت بريدن از حق تعالى است و موت بريدن از خلق است .
- از وى پرسيدند :
« من أىّ شيىء غمّك ؟ قال : من شيىء واحد ، قيل و ما هو ؟ قال : خلَقنى و لا أدرى لِمَ خلَقنى . »
غم تو از چيست ؟ گفت : از يك چيز ، سؤال شد : آن چيست ؟ گفت : خدا مرا خلق كرده است و نمىدانم كه براى چه مرا خلق كرده است .
- پرسيدند :
« كيف يتعبّد الرجل من غير بضاعة تُعينُه على العبادة ؟ قال : أولئِك بضاعتُهم مولاهم ، و زادُهم تقواهم ، و شُغلهم ذكراهم ، و من أهتمّ بعشائه لم يهتمّ بغذائه ؛ و من أراد تسكين قلبه بشيىء دون مولاه ، لم يَزِد استكثاره من ذلك إلّا إضطراباً . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٥١