بيشتر از آن چه به آن اميد داشته است .
- تبارك ذوالجلال و ذوالمحال * عزيز الشأن محمود الفعال
بزرگ است صاحب جلال و صاحب قدرت ، كه شأنش عزيز و كارش ستايش
شده است .
سرورى بالسؤال لكى أراه * فكيف أسرّ منه بالنّوال
خوشحاليم به سؤال كردن است تا او را ببينم ، پس چگونه خوشحال شوم از او به
بخشش .
فياذالعزّ ! يا ذاالجود ! جدلى * و غيّر ماترى من سوء حالى
پس اى صاحب عزت ، اى صاحب جود ! به من ببخش ، و بدى حالم را كه
مىبينى تغيير بده .
- سلِّم على الخلق وأرحَل نحو مولاك * واهجُر عدالصّدق والإخلاص دنياك
تسليم شو بر مردم به طرف مولايت كوچ كن و دورى كن از دنيايت جز از
راستى و اخلاص .
عساك فى الحشر تعطى ما تؤمّله * و يكرم اللَّه ذوالالآء مثواك .
اميد است كه در قيامت آن چه را كه آرزو داشتى داده شوى ، و خداوند صاحبان
نعمتها را به جايگاهت تكريم كند . « 1 »
( 3840 ) ابوالعلا ، يزيد بن عبداللَّه بن شخير « 2 »
اهل معرفت و صاحب عبادت و برادر مطرف بن عبداللَّه - متوفى به سال 207 - است .
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ص 51 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 78 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 69 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 40 .
( 2 ) . شِخِّير : نام جدّ .