- « لا يفلح من شمَّت منه رائحة الرّياسة . »
كسى كه بوى رياست از او بيايد رستگار نمىشود .
- « إن لقينى القضاءُ بكيدٍ من البلاء ، لقيتُ القضاءُ بكيد من الدّعاء . »
اگر قضاى خداوند با بلاء با من برخورد كند ، با آن با چارهاى از دعا برخورد مىكنم .
- « لا تستبطى الإجابة ، و قد سدّدتَ طُرقاتها بالذّنوب . »
در اجابت كندى نمىشود در حالى كه راههايش را با گناهان بستهاى .
- « أترك الدّنيا قبل أن تترك ، و استرضِ ربَّك قبل ملاقاته ، واعمُر بيتك الّذى تسكنه قبل انتقالك إليه . »
دنيا را قبل از اين كه رها شوى ترك كن و پروردگارت را خشنود كن قبل از ملاقاتش ، و خانهات را كه در آن ساكن مىشوى قبل از انتقالت به آن بساز .
- « لو رأت العقول بعيون الإيمان نزهةَ الجنّة ، لذابت النّفوس شوقاً ؛ و لو أدركت القلوب كنهَ هذه المحبّة لِخالقها ، لَانخلعت مفاصلها إليه وَلَهاً عليه و لطارت الأرواح إليه من أبدانها دَهَشاً . فسبحان من أغفل الخليقة عن كنه هذه الأشياء ، وألهاهم بالوصف عن حقائق هذه الأشياء . »
اگر عقلها با چشمهاى ايمان طراوت بهشت را ببينند ، جانها از شوق آب مىشود و اگر دلها حقيقت اين محبت به خالقش را درك كند ، حتماً بندهايش از جهت اشتياق به او از هم جدا مىشوند و روحها از بدنهايشان از ترس پرواز مىكنند . پس منزه است كسى كه مردم را از حقيقت اين چيزها غافل گردانيده و ايشان را با توصيف ، از حقايق اين اشياء سرگرم كرده است .
- « الدّنيا أمير من طلبها ؛ و خادم من تركها ؛ الدّنيا طالبة و مطلوبة ، فمن طلبها رفضته ، و من رفضها طلبته . »
دنيا امير كسى است كه آن را طلب كند و خادم كسى است كه آن را ترك كند ، دنيا طالب و مطلوب است ، پس كسى كه آن را طلب كند ، دنيا او را رها مىكند و كسى كه آن را رها كند ، آن
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 344
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٤٤