تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
اى فرزند آدم ! همواره دينت در حال نابودى است تا وقتى كه قلب به حب دنيا تعلق دارد . - « ما ركن إلى الدّنيا أحد إلّالزمه عيب القلوب ، و لا مكّن الدّنيا من نفسه أحد إلّاوقع فى بحر الذّنوب . » كسى به دنيا تكيه نمىكند مگر اين كه با عيب دل‌ها ملازم خواهد بود و دنيا در جان كسى جا نگرفت مگر اين كه در درياى گناهان واقع مىشود . - « من لم يرض عن اللَّه فى الممنوع ، لم يسلِم من الممنوع . » كسى كه از خداوند خشنود نباشد در امورى كه ممنوع شده است ، از امور ممنوعه سالم نمىماند . - « طلبوا الزّهد فى بطن الكتب ، و إنّما هو فى بطن التوكّل لو كانوا يعلمون . » مردم زهد را در درون كتاب‌ها طلب كردند ، ولى آن در درون توكّل است اگر مىدانستند . - « سبّحوا فى بحار البلايا حتّى جاوزوها إلى العطايا ، ثمّ سبّحوا فى بحار العطايا حتّى جاوزوها إلى ربّ البرايا . » مردم در درياى بلاها شنا كردند تا اين كه به عطيه‌ها رسيدند ، پس در درياى عطيه‌ها شنا كردند تا اين كه به پروردگار خشكىها رسيدند . - « من أشخَص بقلبه إلى اللَّه ، انفتحت ينابيع الحكمة من قلبه و جرت على لسانه . » كسى كه قلبش را به طرف خداوند قرار دهد ، چشمه‌هاى حكمت از قلبش باز مىگردد و بر زبانش جارى مىشود . - « الأبدان فى سجن النيّات ، والنّاس ثلاثة ، رجل تشاغل بالدّنيا عن اللَّه مذموماً ؛ و رجل تشاغَل بالآخرة محموداً ؛ و رجل تشاغل باللَّه عمّا دونه مقرّباً مرفوعاً . » بدن‌ها در زندان نيّت‌ها مىباشند و مردم سه دسته هستند : كسى كه با دنيا از خداوند مشغول مىباشد ، در حالى كه مذموم است و شخصى كه به آخرت مشغول است در حالى كه مورد ستايش است و كسى كه مشغول به خداست از غير او در حالى كه نزديك مىشود و بالا مىرود .