اى فرزند آدم ! همواره دينت در حال نابودى است تا وقتى كه قلب به حب دنيا تعلق دارد .
- « ما ركن إلى الدّنيا أحد إلّالزمه عيب القلوب ، و لا مكّن الدّنيا من نفسه أحد إلّاوقع فى بحر الذّنوب . »
كسى به دنيا تكيه نمىكند مگر اين كه با عيب دلها ملازم خواهد بود و دنيا در جان كسى جا نگرفت مگر اين كه در درياى گناهان واقع مىشود .
- « من لم يرض عن اللَّه فى الممنوع ، لم يسلِم من الممنوع . »
كسى كه از خداوند خشنود نباشد در امورى كه ممنوع شده است ، از امور ممنوعه سالم نمىماند .
- « طلبوا الزّهد فى بطن الكتب ، و إنّما هو فى بطن التوكّل لو كانوا يعلمون . »
مردم زهد را در درون كتابها طلب كردند ، ولى آن در درون توكّل است اگر مىدانستند .
- « سبّحوا فى بحار البلايا حتّى جاوزوها إلى العطايا ، ثمّ سبّحوا فى بحار العطايا حتّى جاوزوها إلى ربّ البرايا . »
مردم در درياى بلاها شنا كردند تا اين كه به عطيهها رسيدند ، پس در درياى عطيهها شنا كردند تا اين كه به پروردگار خشكىها رسيدند .
- « من أشخَص بقلبه إلى اللَّه ، انفتحت ينابيع الحكمة من قلبه و جرت على لسانه . »
كسى كه قلبش را به طرف خداوند قرار دهد ، چشمههاى حكمت از قلبش باز مىگردد و بر زبانش جارى مىشود .
- « الأبدان فى سجن النيّات ، والنّاس ثلاثة ، رجل تشاغل بالدّنيا عن اللَّه مذموماً ؛ و رجل تشاغَل بالآخرة محموداً ؛ و رجل تشاغل باللَّه عمّا دونه مقرّباً مرفوعاً . »
بدنها در زندان نيّتها مىباشند و مردم سه دسته هستند : كسى كه با دنيا از خداوند مشغول مىباشد ، در حالى كه مذموم است و شخصى كه به آخرت مشغول است در حالى كه مورد ستايش است و كسى كه مشغول به خداست از غير او در حالى كه نزديك مىشود و بالا مىرود .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 343
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٤٣