تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
همه اين ندا كند در ملك و ملكوت :
لَنْ تَرانِي
« 1 » ؛ ( هرگز مرا نخواهى ديد . ) و افتادگان با ديد محبت اين ندا كنند كه :
يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ
« 2 » اى عزيز ، به ما و خانواده‌ى ما آسيب رسيده است و سرمايه‌اى ناچيز آورده‌ايم . بنابراين پيمانه‌ى ما را تمام بده و بر ما تصدّق كن كه خدا صدقه‌دهندگان را پاداش مىدهد . - جوانمردا ! اگر مؤمنى طاعت پيشه دار كه بهشت خرّم بوستانى است و از معصيت پرهيز كن كه دوزخ گرم زندانى است ، دل و جان به حق تسليم كن كه كريم سبحانى است . اگر عاشقى ، دل نشانه تير بلا كن ، اگر عارفى جان سپر محنت قضا كن ، اگر بنده‌اى به آن چه او كند دل رضا كن ، در همه مهمّات اعتماد به خدا كن ، تاج احتياط بر سر نه ، شهد شهادت در زير زبان گير ، شكّر شكر در دهان نه ، كمر كرامت بر ميان بند ، پيراهن درد پوش ، شرر شوق در سينه برافروز ، رونق و طراوت عمر به آب بىدولتى غرق كن . . . چون به اين صفت گردى ما كه خداونديم به سرمه سعادت ديده ادبارت مكحّل كنيم و بصر بصيرتت برگشاييم . قال اللَّه تعالى :
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
« 3 » و [ لى ] ما پرده‌ات را [ از جلوى چشمانت ] برداشتيم و ديده‌ات امروز تيز است . - اى عزيز من ! خلق دو گروهند : گروهى به ياد حق و گروهى به ياد خود . آن كس كه به حق مشغول است به خود نپردازد و آن كه به خود مشغول ، از حق بيگانه است . هر چه دون وى است ، همه حجاب است ؛ اگر نفس تو و اگر اسباب و عيال است ، تا از همه دست نشويى به درگاه حق نپويى . - اگر گويى شناختم او را ، گويند : چون شناختى كسى را كه جوى بر وى پى نبردى ؟
هامش
( 1 ) . سوره‌ى اعراف ، آيه‌ى 143 . ( 2 ) . سوره‌ى يوسف ، آيه‌ى 88 . ( 3 ) . سوره‌ى ق ، آيه‌ى 22 .