اين ثمره فرمانبردارى است تا قيمت اوقات عزيز بدانى و به خيره عمر ضايع نگردانى كه ترك فرمان ، تاريكى آورد و در آيينه تاريك هيچ نتوان ديد .
- « من أصبح وهمومه همّ واحد ، كفاه اللَّه تعالى همومُ الدنيا والآخرة ؛ و من تشعّب به همومه ، لم يبال اللَّه في أيّ واد هلك . »
كسى كه صبح كند و همّش يك همّ و قصد باشد ، خداوند متعال همّهاى دنيا و آخرتش را كفايت مىكند و كسى كه همومش مختلف و پراكنده باشد ، خداوند باكى ندارد كه در كدام بيابانى هلاك شود .
هر كس بامداد سر از جامه خواب بردارد و غم دين بود كه در دل او باشد و اندوه اسلام كه در سينه او بود و عشق حق سبحانه و تعالى در جان او بود ، حضرت حق جلّ و علا به حكم فضل و كرم عنايت ازلى را بفرستد تا كفايت ابدى او كند و هر كه سوداى ديگر در دل او بود يا عشق ديگرى در نهاد دارد يا اندوه غيرى در سينه او جا گرفته باشد ، لشكر فروفرستد تا بر نهاد او شبيخون زند و به تيغ سطوات غيرت خود سر سركش او بردارد كه چون و چرا نتواند گفت .
سپس از زبان حق مىگويد : « اى مردى كه هر نااهلى را در درون خود عشقى اندوخته ، اين پراكندگى تا كى ؟ واى آن كه دل خود را هزار بار به عشق ديگران بفروخته ، اين آشفتگى تا چند [ فرد ] ؟ دل به بازار من آورده و بفروختهاى ، دل بفروخته مفروش به بازار ديگر ، اى مردى كه حديث ما به زبان ندارى اين خموشى تا كى ؟ اى يارى كه هرگز ياد ما نيارى ، اين فراموشى تا كى ؟ اى شخصى كه با هر كس بازارى ساختهاى ، اين رسوايى تا كى ؟ اى كسى كه تو را با همه ناكسان رأى بود ، اين ناهموارى تا كى ؟ اى آن كه تو را نزد خسان جاى بود ، اين خارى تا كى ؟ هر كه فراموشى عشق ما پيشه سازد و جان و تن و دل را در آتش عشق ما نگدازد ، از راه عدل و داد خود ندا در عالم ملك و ملكوت دهيم كه
نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِينَ هُمُ الْفاسِقُونَ
« 1 » ؛ ( خدا را فراموش
هامش
( 1 ) . سورهى توبه ، آيهى 67 .