والفكر ثمّ إخراج حبّ غير اللَّه منه . »
بدان كه راه تحصيل محبت و تقويت آن ، سپس استعداد ديدن و لقا ، تحصيل شناخت و تقويت آن است و آن با پاك كردن دل از مشغوليتها و علاقههاى دنيا و زارى كردن به سوى خدا با ذكر و فكر ، سپس با خارج كردن محبت غير خدا از آن ، حاصل مىشود .
- « كمال الحبّ في أنّ يحبّ اللَّه بكلّ قلبه ؛ ومادام يلتفت إلى غيره ، فزاوية من قلبه مشغولة بغيره ، فبقدر ما يشتغل به غير اللَّه ينقص منه حبّ اللَّه ، إلّاأن يكون إلتفاته إلى الغير من حيث أنّه منع اللَّه و فعل اللَّه ومظهر من مظاهر أسماء اللَّه . . . »
كمال محبت ، در محبت داشتن خداوند است با تمام قلبش و تا وقتى كه قلب به غير او توجه دارد ، زاويهاى از قلبش مشغول به غير او است ، پس به اندازه اشتغال قلب به غير خداوند محبت خدا از آن كم مىشود ، مگر اين كه توجهش به غير او از اين جهت باشد كه ساخته خدا و كار او و مظهرى از مظاهر اسماى الهى است . . .
شعر
- گفتم به كام وصلت خواهم رسيد روزى * گفتا كه نيك بنگر شايد رسيده باشى
دوست نزديكتر از من به من است * وين عجبتر كه من از وى دورم
چه كنم با كه توان گفت كه دوست * در كنار من و من مهجورم
چندين هزار ذرّه سراسيمه مىدوند * در آفتاب و غافل از آن كافتاب چيست
با دوست ما نشسته كه اى دوست دوست كو * كوكو همى زنيم ز مستى به كوى دوست