تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
- ذره ذره نور حق را جلوه گاهى ديگر است * يك به يك بر وحدت ذاتش گواهى ديگر است اهل دل بينند در هر ذره از حق جلوه‌اى * هر دم ايشان را به رخسارش نگاهى ديگر است عاقلان جويند حق را در برون خويشتن * عاشقان را از درون با دوست راهى ديگر است ديده حق‌بين نبيند غير حق در هر چه هست * لاجرم او را به هر جا سجده‌گاهى ديگر است صبر بر هجران آن آرام جان باشد گناه * زنده بودن در فراق او گناهى ديگر است مگو كه چهره او را نقاب در پيش است * تو را ز هستى وهمى حجاب در پيش است حجاب ديدن آن روى ، شرك و خودبينى است * ز هستى تو رخش را نقاب در پيش است وجود او به مثل همچو آب و تو ماهى * خبر ز آب ندارى و آب در پيش است وجود خلق براى پرستش حق است * كسى كه حق نپرستد وجود او است عبث گمان مبر ز سراب جهان شوى سيراب * كه هر چه بود ندارد نمود او است عبث خويش را از دست دادم روى او بنموده شد * شد مرا نابوده بوده بوده‌ام نابوده شد هم تو راهى هم تو رهرو ، خويش را طى كن برس * آن رسد در حق كه او از خويشتن آسوده شد
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 349 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)