غير أن يتجلّى لهم ، وقال سيّد الشهداء - عليه السّلام - : كيف يستدلّ عليك بما هو فى وجوده مفتقر ؟ إليك أن يكون لغيرك من الظهور ما ليس لك حتّى يكون هو المُظهِر لك ؟ متى غِبتَ حتّى تحتاج إلى دليل يدلّ عليك ؟ ومتى بَعدتَ حتّى تكون الآثار هي الّتى توصل إليك ؟
عَميت عين لاتراك ، ولاتزال عليها رقيباً ، وخسرت صفقةُ عبد لم تجعل له من حبّك نصيباً .
وقال أيضاً : تعرّفتَ لكلّ شىء ، فما جهلِك شىء و قال : تعرّفتَ إليّ في كلّ شىء ، فرأيتُك ظاهراً في كلّ شىء ، فأنتَ الظاهر لكلّ شىء . »
اميرالمؤمنين - عليه السّلام - مىفرمايد : همانا خدا براى بندگانش تجلى كرده است بدون اين كه او را ببينند و خودش را نشان داده است بدون اين كه براى ايشان تجلى كرده باشد و سيدالشهداء - عليه السّلام - مىفرمايد : چگونه بر تو استدلال شود به آن چيزى كه در وجودش نيازمند به توست ؟ آيا براى غير تو ظهورى است كه براى تو نباشد تا اين كه آن آشكار كننده تو باشد ؟ چه وقت غايب بودى تا اين كه به راهنمايى نياز داشته باشى كه به تو دلالت كند ؟ و چه وقت دور بودى تا اين كه آثار رساننده به تو باشند ، كور است ، چشمى كه تو را مراقب خويش نبيند و خسارت كرده است معامله بندهاى كه براى محبتت نصيبى قرار ندهد و همچنين مىفرمايد : براى هر چيزى خود را شناساندى ، پس چيزى به تو جاهل نيست و فرمود :
خود را به من در هر چيزى شناساندى ، پس تو را در هر چيزى آشكار ديدم ، پس تو براى هر چيزى ظاهر هستى .
بلى هر ذره كه از خانه به صحرا شود ، صورت آفتاب بيند اما نمىداند كه چه مىبيند .
- طالبان تصوّر حقيقت را به دور باش و
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ
« 1 » مىرانند تا طلب محال نكنند .
زبان به كام خموشى كشيم و دم نزنيم * چه جاى نطق و تصور در او نمىگنجد
و عاشقان وصول حضرت را به مقام
وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ
« 2 » مىرسانند تا در خلوت
هامش
( 1 ) . سورهى آل عمران ، آيهى 28 .
( 2 ) . سورهى آل عمران ، آيهى 28 .