« إنّ اللَّه احتجب عن العقول ، كما احتجب عن الأبصار . » « 1 » ؛ ( خداوند همان گونه كه از ديدگان پوشيده است از عقلها محجوب است . ) راننده هر بينا و عاقل ، اما شيرمردان بيشه ولايت ، دم از « لم أعبد ربّاً لم أره . » ؛ ( بندگى نكردهام پروردگارى را كه نديده باشم . ) مىزنند و قدم بر جاده « لو كشف الغطاء ما أزددت يقيناً . » ، بلى به كنه حقيقت راه نيست ؛ چرا كه او محيط است به همه چيز ، پس محاط به چيزى نتواند شد و ادراك چيزى بىاحاطه به آن صورت نبندد « فإذَن
لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً
« 2 » . » ؛ ( پس در اين هنگام احاطه علمى به او ندارند . )
عنقا شكار كس نشود دام بازگير * كانجا هميشه باد به دست دام را
اما به اعتبار تجلى در مظاهر اسماء و صفات ، در هر موجودى رويى دارد و در هر مرآتى جلوهاى مىنمايد ،
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
« 3 » ولو أنّكم أَدليتم بحبل إلى الأرض السّفلى لهبطَ على اللَّه . » ؛ ( پس به هر سو رو كنيد ، آن جا روى [ به ] خداست . و اگر شما با ريسمانى به زمين پايين برويد حتماً بر خداوند فرود مىآيد . ) و اين تجلى همه راست ، لكن خواص مىدانند كه چه مىبينند و لهذا مىگويند :
« ما رأيتُ شيئاً إلّاورأيتُ اللَّه قبلَه وبعده ومعه . »
چيزى را نديدم ؛ مگر اين كه خدا را قبل آن و بعد آن مىبينم .
به هر كه مىنگرم صورت تو مىبينم ، از ميان همه در چشم من تو مىآيى و عوام نمىدانند كه چه مىبينند ،
أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ
« 4 » ؛ ( آرى ، آنان در لقاى پروردگارشان ترديد دارند . آگاه باش كه مسلماً او به هر چيزى احاطه دارد . )
- « قال اميرالمؤمنين - عليه السّلام - : إنّ اللَّه تجلّى لعباده من غير أن رأوه ، وأراهم نفسَه من
هامش
( 1 ) . همانا خدا از عقلها محجوب است ، همانطور كه از ديدهها محجوب است .
( 2 ) . سورهى طه ، آيهى 110 .
( 3 ) . سورهى بقره ، آيهى 115 .
( 4 ) . سورهى فصلت ، آيهى 54 .