تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
- از خلق بينديش تا از شرك مبرّا باشى . - در يقين ، قوى حال باش تا به قناعت محلّى بشوى . - همواره به حق نيازمند باش تا از خلق بىنياز باشى . - بر سرّ قدر آگاه باش تا خلق را نيك خواه باشى و همه را در آن چه مىكنند ، معذور دارى و از حقّه و كينه خلاصى يا بى . - جهان و خلق جهان را هيچ انكار مكن و گنج توحيد از دو كون بردار ، به چشم حق به خلق نگر و پرده عصمت او مدر . - حقوق مردم فرو مگذار و آزار هيچ آفريده روا مدار . - همه را به دو موجود بين و مظاهر صفات او دان تا مراسم تواضع به جاى آورى و شرايط عزت فرو نگذارى . - در جميع مواضع در همه امور رجوع به او كن و ابتدا به دو و ختم به دو ، تا از او به دو و از او به سوى او سير كنى و اين غايت پيروزى دان و نهايت بهروزى . « 1 »

( 3364 ) مولانا جلال‌الدّين ، محمد بن بهاءالدّين محمد رومى بلخى « 2 »

از اعاظم عرفا و صاحب كمالات ظاهرى و باطنى است . وى شاگرد اخلاقى شمس‌الدّين تبريزى محمد بن على و فريدالدّين عطار محمد بن ابراهيم [ در كودكى ] و حكيم سنايى مىباشد . 6 ربيع‌الاول سال 604 تولد يافت و وقت غروب آفتاب ، 5
هامش
( 1 ) . ر . ك : الكنى و الالقاب ؛ رجال اصفهان و . . . ( 2 ) . رومى : 1 . منسوب به قوم و تيره‌ى روم ؛ 2 . منسوب به بلاد روم : آسياى صغير ، منطقه‌اى كه از شرق و شمال به تركستان و خزر و روسيه و از جنوب به شام و اسكندريه و از مغرب به دريا و اندلس ( اسپانيا و پرتغال ) محدود مىگردد ؛ بلخى : منسوب به بَلْخ شهر تاريخى و مشهور خراسان قديم ، كه خراب گرديده ، و اكنون روستا و يا شهر كوچكى است در شمال افغانستان .