التعلّم ، إنّما هو نور يقذف في القلوب المستعدّة للإفاضة ، بل العلم مجبول في القلوب . تأدّب بالآداب الروحانيّة تجده ، والجوع سحاب يحضر الحكمة ، و من أخلص للَّهأربعين صباحاً جرت ينابيع الحكمة من قلبه إلى لسانه . »
كسى مانند توبه ضرورة مىداند كه فرورفتن به زمين عالم ماده و زياد سنگين شدن و به رو افتادن بر لوازم طبيعت جسمانى و اشتغال به بهره كامل بردن از لذتهاى حسى و مشتهيات حيوانى و درندگى ، بلكه صرف كردن تمامى عمر در تدريس علوم مرسوم و رها كردن راه تصفيه با رياضات شرعى و تقليد كردن از پدران و بزرگان در مسائل اصلى و فرعى ، از موانع بالا رفتن به آسمان معارف حقيقى و نفس الامرى است . پس از علوم متعارف مرسوم نيكوتر آن را بگير به اندازه ضرورت با دورى از مراء و مجادله مريض كننده ، سپس مشغول شو به لطيف كردن باطن ؛ زيرا علم ، به كثرت يادگيرى نيست و فقط نورى است كه در دلهاى مستعد براى افاضه مىافتد ، بلكه علم در دلها قرار داده شده . به آداب روحانيين مؤدب شو تا آن را بيابى و گرسنگى ابرى است كه باران حكمت مىدهد و كسى كه چهل شبانه روز براى خدا اخلاص داشته باشد ، چشمههاى حكمت از قلبش به زبانش جارى مىشود .
- « كن من الزاهدين في الدنيا و ما فيها ؛ لأنّها دار غرور الإنس والجانّ ، وحياتها لهو ولعب بنصّ القرآن ، فذَرها للنساء والصبيان ، وشمِّر مثل الرجال في طلب الآخرة وهى الحَيوان عند أهل العرفان . »
از زاهدين در دنيا و آن چه در آن است باش ؛ زيرا آن خانه غرور انسان و جن است و حياتش لهو و بازيچه است ، به تصريح قرآن ، پس آن را براى زنان و كودكان رها كن و سريع حركت كن مانند مردان در طلب آخرت در حالى كه آن نزد اهل معرفت حيات است .
كلّ ما في الكون وهمٌ أو خيال * أو عكوس في المرايا أو ظلال
هر چه در هستى است وهم و خيال است ، يا عكسهايى است در آينهها يا سايه
است .