نمىشود .
- « كلّ إحسان ترى نفسَك فيه مُحسناً ولو كنتَ بربّك ، لاتعول عليه . »
هر احسانى كه خودت را در آن نيكوكار بينى ، هر چند مستند به پروردگارت باشى ، به آن اعتنا مكن .
- « العُزلة عن النّاس طلباً للسلامة منهم ، لايعول عليه ؛ فإنّ اعتزل طلباً لسلامتهم منه ، فذلك المطلوب . »
كنارهگيرى از مردم براى سالم ماندن از ايشان ، به آن اعتنا نمىشود ، ولى كنارهگيرى براى سالم ماندن ايشان از او ، آن مطلوب است .
- « الصّمت على قسمين : صمت باللسان عن الحديث به غير اللَّه تعالى مع غير اللَّه تعالى جملةً واحدةً ؛ وصمتٌ بالقلب عن خاطر يخطر له في النفس في كون من الأكوان ألبتةً ، فمن صمت لسانه و لم يصمت قلبه ، خفَّ وزره ؛ و من صمت لسانه وقلبه . ظهر له سرّه وتجلّى له ربّه ؛ و من صمت قلبه و لم يصمت لسانه . فهو ناطق بلسان الحكمة ؛ و من لم يصمت بلسانه ولا بقلبه ، كان مملكةً للشيطان ومسخّرةً له ، فصمت اللسان من منازل العامّة وأرباب السلوك ؛ وصمت القلب من صفات المقرّبين أهل المشاهدات ؛ وحالصمت السّالكين السلامة من الآفات ؛ وحال صمت المقرّبين مخاطبات التأنيس . »
سكوت بر دو قسم است : سكوتى با زبان از گفتار به غير خداوند متعال با غير خداوند متعال به طور كلى و سكوتى با قلب است از خطوراتى كه براى انسان در نفسش مىآيد در مرتبهاى از مراتب هستى ، پس كسى كه زبانش ساكت باشد و قلبش ساكت نباشد ، گناهش سبك خواهد بود و كسى كه زبان و قلبش ساكت باشد باطنش برايش ظاهر شده و پروردگارش برايش تجلى مىكند و كسى كه قلبش ساكت باشد و زبانش ساكت نباشد او به زبان حكمت گوياست و كسى كه زبان و قلبش ساكت نباشد شيطان مالك او شده و مسخّرش مىشود ، پس سكوت زبان از مقامات عموم مردم و صاحبان سلوك است و سكوت قلب از صفات مقربين اهل مشاهده مىباشد و حال سكوت سالكين سالم بودن از آفتها و حال
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 233
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٣٣