تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
- « السهر سهران : سهر العين ، وسهر القلب ؛ فسهر القلب انتباهه من نومات الغفلات طلباً للمشاهدات ؛ وسهر العين رغبة في بقاء الهمّة في القلب لطلب المسامرة . » سهر دو گونه است : بيدارى چشم و بيدارى قلب ، پس بيدارى قلب ، بيدار شدنش از خواب‌هاى غفلت براى رسيدن به مشاهده‌ها است و بيدارى چشم براى ميل در باقيماندن همّت در قلب براى جستجوى گفتگو در شب است . - « كن فقيراً من اللَّه ، كما أنت فقير إليه ، فهو مثل قوله صلىاللَّه عليه و آله : « وأعوذ بك منك » و معنى فقرك من اللَّه أن لايشمّ منك رائحةً من روائح‌الربوبيّة ، بل العبوديّة المحضة ، كما أنّه ليس في جناب الحق شيءٌ من العبوديّة ويستحيل ذلك عليه ، فهو ربّ محض فكن أنتَ عبداً محضاً ، فكن مع اللَّه بقيمتك لا بعينك ؛ فإنَّ عينك عليه روائح الربوبيّة بما خلقك عليه من الصورة ، فتتصرف بالدّعوى وقيمتك ليست كذلك ، بهذا أوصاني شيخي وأستاذي أبوالعبّاس العربيني ؛ فلقِيمتك التصرّف بالحال لا بالدّعوى ، فكن أنت كذلك ، فإن قالت لك نفسُك : كن غنيّاً باللَّه ، فقد أمرتك بالسيادة ، فقُل لها : أنا فقير إلى اللَّه وإلى ما أفقرني اللَّه إليه ، حتّى أنّ اللَّه قد أفقرني إلى الملح أن يكون في عجيني . » فقير از خداوند باش همانطور كه فقير به سوى او مىباشى ، اين كلام مانند فرمايش پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - است كه مىفرمايد : « و پناه مىبرم به تو از تو » و معناى نيازمنديت از خداوند آن است كه خداوند از تو نشنود بويى از بوهاى ربوبيّت ، بلكه بندگى خالص داشته باشى همانطور كه در جناب حق تعالى چيزى از بندگى نيست و آن بر او محال است ، پس او پروردگار محض است و تو بنده‌ى محض باش ، پس با خدا باش با ارزش خود نه با ديده‌ى خود ، زيرا بر ديده‌ات بوهاى پروردگارى است به جهت آن صورتى كه خداوند تو را بر آن خلق كرده است پس با ادعا تصرف كنى در حالى كه قيمت اين گونه نيست ، بدين امر استادم ابوالعباس عربينى - رحمةاللَّه‌عليه - مرا وصيت كرد ، پس براى قيمتت تصرف است به واسطه‌ى حال نه به ادعا ، پس تو اين چنين باش ، پس اگر نفست به تو گفت كه : به خدا بىنياز باش تو را به بزرگى امر كرده است ، پس به او بگو : من فقير به سوى خدا و فقير به سوى چيزى