كه خدا مرا فقير آن قرار داده است مىباشم تا جايى كه خداوند مرا نيازمند به نمكى قرار داده است كه در آشم قرارش دهم .
- در نامه خود به فخر رازى نوشته است :
« فارفَع الهمّة في أن لاتأخذ علماً إلّامن اللَّه سبحانَه على الكشف واليقين ؛ ولقد أخبرني من ألّفتُ به من إخوانك و من له فيك نيّةً حسنةً : أنّه رآك وقد بكيتَ يوماً ، فسألك هو ومنحضر مِن بكائك ، فقلتَ : مسألة اعتقدتُها منذ ثلاثين سنةً تتبّين إلىّ السّاعة بدليل لاح لي أنّ الأمر على خلاف ما كان عندي ، فبكيتُ وقلتُ : لعلّ الذي لاح لي أيضاً يكون مثل الأوّل ، فهذا قولك ، و من المحال على الواقف بمرتبة العقل والفكر أن يسكن أو يستريح ، ولاسيّما في معرفة اللَّه تعالى . »
همتت را بالا قرار ده تا اين كه علمى را جز از خداوند سبحان از روى كشف و يقين نگيرى و به تحقيق به من خبر داد بعضى از برادرانت كه با او الفت دارم و نسبت به تو نيت خوبى دارد ، اين كه تو را ديده است كه روزى گريه مىكردى و او و حاضرين از گريهات سؤال كردند ، گفتى : مسألهاى را سى سال اعتقاد داشتم الان با دليلى كه برايم ظاهر شد فهميدم كه امر بر خلاف آن بوده است كه تاكنون معتقد بودم ، پس گريه كردم و گفتم : شايد آن چه برايم ظاهر شده است مانند اولى باشد ، پس اين سخنت بود ، و محال است بر كسى كه به مرتبه عقل و فكر واقف است اين كه ساكن شود يا استراحت كند ، مخصوصاً در معرفت خداوند متعال .
- « وينبغي للعاقل أن لايطلب من العلوم إلّاما يكمل به ذاته ، وينقل معه حيث انتقل ، وليس ذلك إلا العلم باللَّه تعالى ( إلى أن قال ) وليجتهد في تحصيل ما ينتقل معه حيث انتقل ، وليس ذلك إلّاعلمان خاصّةً : العلم باللَّه ، والعلم بمواطن الآخرة . »
و سزاوار است براى عاقل اين كه طلب نكند از علوم ، مگر آن چه را كه ذاتش با آن كامل گردد و هر جا آن منتقل مىشود ، او با آن منتقل شود و آن جز علم به خداوند متعال نيست . و
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٣٦