كلّ قائل فما نهاك اللَّه عنه أن تتلفّظ به ؛ فلاتتلفّظ به ، وإن لم تعتقده ؛ فإنّ اللَّه سائلك عنه . . . »
و بر تو باد به مراعات سخنانت ، همانطور كه اعمالت را مراعات مىكنى ؛ زيرا سخنانت از جمله اعمالت مىباشد و از اين جهت گفته شده است كسى كه كلامش را از عملش بشمرد سخنش كم مىشود و بدان كه خداوند سخنان بندگانش را مراعات مىكند ؛ زيرا او نزد زبان هر گويندهاى است پس آن چه را كه خداوند تو را نهى كرده از تلفّظ به آن ، پس تلفظ مكن هر چند كه به آن معتقد نيستى ؛ زيرا خداوند از تو سؤال مىكند نسبت به آن عمل . . .
- « عليك بمراقبة اللَّه - عزّوجلّ - فيما أخذ منك و فيما أعطاك ؛ فإنّه تعالى ما أخذ منك إلّا لتصبرَ ، فيحبّك ؛ فإنّه يحبّ الصّابرين ، وإذا أحبّك عامَلك معاملة المحبّ محبوبَه ، فكان لك حيث تريد ، إذا اقتضت إرادتك مصلحتك و إذا لم تقتض إرادتُك مصلحتَك فَعَل بحبّه إيّاك معك ما تقتضيه المصلحة في حقّك إلى أن قال : وكذلك إذا أعطاك و أنعم عليك ، و من جملة ما أنعم به عليك وأعطاك الصبر على ما أخذه منك ، فأعطاك لتشكُر ، كما أخذ منك لتصبِر ؛ فإنّه تعالى يحبّ الشّاكرين ، وإذا أحبّك حبّ الشّاكرين ، غفر لك . . . »
بر تو باد به مراقبت خداوند - عزّوجلّ - در آن چه از تو گرفته و در آن چه به تو داده است ؛ زيرا چيزى را از تو نمىگيرد ؛ مگر براى اين كه صبر كنى تا دوستت دارد زيرا صابرين را دوست دارد و وقتى تو را دوست داشت با تو مانند معامله محب با محبوبش معامله مىكند ، پس براى تو خواهد بود در آن چه بخواهى . وقتى اردهات مصلحتت را اقتضا كند و وقتى ارادهات مصلحتت را اقتضا نكند به واسطه محبتش نسبت به تو كارى كه مصلحت را در حقّت اقتضا كند انجام مىدهد تا اين كه گفت : همچنين وقتى به تو اعطا كند و نعمت دهد و از جمله آن چه بر تو نعمت داده است به آن ، صبر بر آن چيزى است كه از تو گرفته است پس داده است تا شكر كنى همانطور كه از تو گرفته است تا صبر كنى ، زيرا خداوند متعال شاكرين را دوست دارد و وقتى تو را به محبت شاكرين دوست داشت ، مىآمرزدت . . .
- « عليك بأداء الأوجب من حقّ اللَّه ، وهو أن لاتشرك باللَّه شيئاً من الشرك الخفّي الذي هو الاعتماد على الأسباب الموضوعة و الركون إليها بالقلب والطمأنينة بها ، وهي سكون
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٢٧