چون تو را نيست ديده تا بينى * ديدن روى او كنى انكار
ديدهاى كان تواندش ديدن * ديدهى سِرّ بود نه سر ، اى يار !
ديدهى سر ببند و سِرّ بگشا * تا به ديدارش آورى اقرار
تو ز پندار خويش محرومى * در دو عالم ز لذّت ديدار
ناقهات سست و سنگلاخى سخت * كى رسد كى تو را به منزل بار
كاروانها بسى در اين وادى * گم شد و كس نديدشان آثار
چند گويى كه ره خطرناك است * خطر از سر بنه قدم بردار « 1 »
( 3275 ) سيد محمدعلى بن حاج سيد عبدالرحيم عراقى « 2 » كرهرودى تهرانى
عارفى جليلالقدر ، صاحب حسن حال و علوّ همت و سلوك راه معرفت و در بسيارى از كمالات سرآمد اهل عصر خود و از كسانى است كه به شرف زيارت حضرت ولى عصر - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّريف - رسيد . وى معاصر آقا شيخ محمود عراقى ، صاحب دارالسلام بود .
( 3276 ) شيخ محيىالدّين ، محمد بن على بن عربى حاتمى طايى اندلسى « 3 »
از اجلّاى اهل معرفت و مقربين صاحب اشارات ملكوتيّه و نفحات قدسيّه و انفاس
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 89 ؛ رياض العارفين ، ص 561 .
( 2 ) . عراقى : 1 . منسوب به عراق كشور معروف واقع در جنوب غربى آسيا ؛ منسوب به عراق عجم ، ناحيهاى از مركز ايران شامل ايالات و ولايات مركزى فيما بين اصفهان و همدان و تهران و مشتمل بر شهرهاى كرمانشاه ، همدان ، ملاير ، اراك ، گلپايگان و اصفهان .
( 3 ) . حاتمى : منسوب به جدّ ، به نام حاتم ؛ طايى : منسوب به قبيلهى معروف طئ .