تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
- چون شرر انجام ما در نقطه آغاز بود * ديگر از انجام و از آغاز كار ما مپرس پشت و روى نامه ما هر دو يك مضمون بود * روز ما را ديدى از شب‌هاى تار ما مپرس رو به هر خارى كه كردم خانه صيّاد بود * هر كف خاكى كه ديدم پرده دام است و بس چشم اگر پوشيده باشد دل نمىگردد سياه * بيشتر تاريكى اين خانه از دام است و بس سرنوشت برگ برگ اين چمن را خوانده‌ايم * حاصل نخل تمنّا ميوه خام است و بس چه مىپرسى ز احوال شرار ما و پروازش * كه در يك نقطه طى شد جلوه انجام و آغازش مشو نوميد از لطفش ز خوارىها كه پرتو را * به خاك ار افكند خورشيد با خود مىبرد بازش اگر صد بار برخيزد همان بر خاك بنشيند * به بال ديگران هر كس بود چون تير پروازش خدا از آفت نزديكى اين ره نگهدارد * كه من كيفيت انجام مىيابم ز آغازش در اين يك قطره خون چون راز عشقش را نهان دارم * كه تنگى مىكند اين نه صدف در گوهر رازش از صحبت افسرده‌روانان به حذر باش * جوياى جگر سوختگان همچو شرر باش
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 192 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)