- هميشه خازن شهد است از حلاوت عشق * كسى كه خانه چو زنبور مختصر دارد
به داغ عشق منه دل كه اين ستارهى شوخ * بهر تجلى خود مشرق ديگر دارد
اثر مجو ز دعا تا دلت درست بود * كه در شكستگى اين بيضه بال و پر دارد
به كسى بود مسلّم سفر ديار وحدت * كه درون خانه باشد همه جا رسيده باشد
همه حيرتيم و وحشت ز شكوه حسن جانان * نرود به جايى آن كس كه به ما رسيده باشد
زير سپهر دست دعا موج مىزند * در خانه كريم گدا موج مىزند
غفلت نگر كه پشت به محراب كردهايم * در كشورى كه قبلهنما موج مىزند
گنج خرسندى نهان در زير پاى عزلت است * در صدف چون قطره لنگر كرد گوهر مىشود
پنجه تدبير را بشكن كه چون برگشت نفس * موج دريا بند بازوى شناور مىشود
پرده چشم خدابين نشود خودبينى * مرد را آينه زندان سكندر باشد
جلوه شاهد غيبى به تو رو ننمايد * خانه چشم تو چندان كه مصور باشد
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٨٢