- از صراطالمستقيمِ شرع پوشيدن نظر * با دو چشم بسته تنها در بيابان ماندن است
پرده غفلت مبادا چشم بند هيچ كس * در قفس هم مرغ ما در فكر آب و دانه است
نيست غير از چار ديوار وجود آدمى * آن كه هم مار است و هم گنج است و هم ويرانه است
فضاى چرخ مقام نفس كشيدن نيست * مسوز شمع در آن خانهاى كه روزن نيست
ز سير دايمى چرخ مىشود معلوم * كه در بساط زمين جاى آرميدن نيست
معنى توفيق غير از همت مردانه چيست * انتظار خضر بردن اى دل فرزانه چيست
عارفان خال سويدا را ز دل حك مىكنند * اين قدر اى ساده دل نقش و نگار خانه چيست
بر در دارالامان نيستى استادهاى * شمع من از بيم جان اين گريهى طفلانه چيست
آسودگى به كنج قناعت نشستن است * سير بهشت در گرو چشم بستن است
كفاره شرابخوارىهاىِ بىحساب * هشيار در ميانه مستان نشستن است
ماهى ز شكر بحر سراپا زبان شده است * غافل كه حد شكر ، لب از شكر بستن است
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٦٦