تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
او برايم شب قدر است .
وَإِنْ قَرِبَتْ دارِى فَعامِيَ كُلُّهُ * رَبِيعُ اعْتِدالٍ فِي رِياض أَرِيضَةٍ
و اگر به خانه‌ام نزديك شود سراسر سال من بهار معتدلى است در سبزه‌زارى خرم و پر از درخت و سبزه .
وَإِنْ رَضِيَتْ عَنِّى فَعُمْرِيَ كُلُّهُ * زَمانُ الصَّبا طِيبَاً وَعَصْرُ الشَّبِيبَةِ
و اگر از من خشنود باشد همه عمرم از جهت خوشى و بىغمى و امنيت و راحتى مثل زمان كودكى و از نظر طرب و نشاط مثل زمان جوانى است [ چنان كه بهشتيان اين چنين‌اند ] .
هِيَ النَّفْسُ إِنْ أَلْقَتَ هَواها تَضاعَفَتْ * قِواها وَأَعْطَتْ فِعْلَها كُلَّ ذَرَّةٍ
اين همه كرامات كه گفتم همه از نفس است كه صادر مىشود ، هنگامىكه هواهاى نفسانى را بدور ريزد [ و قيود دست و پا گير را بردارد و همت خود را منحصر در حضرت معشوق نمايد ] در اين صورت قوايش مضاعف گردد و هر ذره‌اى از ذرات او قدرت كل وجود او را اظهار كند .
فَكُنْ فَطِناً وَانْظُرْ بِحِسِّكَ مُنْصِفاً * لِنَفْسِكَ فِىْ أَفْعالِكَ الْأَثَرِيَّةِ
پس زيرك باش و باطن اين مثال‌ها را بفهم و با نظر انصاف به حواس خود بنگر و در افعال آثار نفست را ببينى كه چگونه وحدت حقيقت در آثار حسى نفست ظاهر است .
وَشاهِدْ إِذَا اسْتَجْلَيْتَ نَفْسَكَ ما تَرى * بِغَيْرِ مِراءٍ فِى الْمَرائِى الصَّقِيلَةِ
مثال ديگر بر رؤيت وحدت در كثرت اين است كه : وقتى خود را بطور واضح و روشن در مقابل آيينه صيقلى و صاف مىبينى ، انصاف بده و بدون جدال بگو .
أَ غَيْرُكَ فِيها لاحَ أَمْ أَنْتَ ناظِرٌ * إِلَيْكَ بِها عِنْدَ انْعِكاسِ الْأَشِعَّةِ
آيا غير تو است كه در آيينه ظاهر شده و به چشم مىآيد يا خود تو هستى كه به واسطه انعكاس اشعه نورهاى خودت به آيينه به چشم تو مىآيد و خود را در حال نگريستن به خود مشاهده مىكنى ؟