آن علوم به واسطه ارتباط با عالم غيب به صورت عالَمى بزرگتر از عالم بشرى
بر او جلوه كرد و او را به سوى فهم معانى غريب راهنمايى كرد .
إلى أن قال :
وَلَوْ أَنَّها قَبْلَ الْمَنامِ تَجَرَّدَتْ * لَشاهَدَتْها مِثْلِى بِعَيْنٍ صَحِيحَةٍ
و اگر نفس قبل از خواب و در بيدارى نيز از بدن و تدبير آن قطع علاقه نمايد و از
شهوات و آمال نفسانى مجرد گردد آن چه را در خواب مىديدى مثل من در
بيدارى با چشمان واقع بين مشاهده خواهى كرد .
وَتَجْرِيدُهَا الْعادِيُّ أَثْبَتَ أَوَّلًا * تَجَرُّدَهَا الثّانِى الْمَعادِي فَأَثْبِتِ
و اين قطع علايق عادى كه براى نفس در هنگام خواب دست مىدهد و نفس
ارتباط با عالم كلى خودش مىگيرد تجريد مرحله دومى را كه در غير خواب و به
واسطه رها شدن نفس از علايق مادى بعد از عالم دنيا براى او پيش مىآيد ثابت
مىكند .
وَلا تَكُ مِمَّنْ طَيَّشَتْهُ دُرُوسُهُ * بِحَيْثُ اسْتَقَلَّتْ عَقْلَهُ وَاسْتَقَرَّتِ
و از جمله كسانى مباش كه مغرور به علوم ظاهرى گرديده و عقل خود را دست
كم گرفته و آن را تنها منحصر در اين علوم ظاهرى كرده و در آن مستقر شده
است [ و در نتيجه از بسيارى علوم حقيقى دور مانده است ] .
فَثَمَّ وَراءَ النَّقْلِ عِلْمٌ يَدُقُّ عَنْ * مَدارِكِ غاياتِ الْعُقُولِ السَّلِيمَةِ
زيرا در آن مقام و در وراى علوم نقلى و ظاهرى ، معارف ديگرى است كه از
شدّت پيچيدگى و لطافت از دسترسى عقول سليمى كه تنها دلخوش به استدلال
و عقل و نقل هستند نيز به دور است .
وَجاءَ حَدِيثٌ فِى اتِّحادِيَ ثابِتٌ * رِوايَتُهُ فِى النَّقْلِ غَيْرُ ضَعِيفَةٍ
و درستى حديث اتحادم با حضرت محبوب ثابت است و ضعفى در نقل روايت
آن وجود ندارد .