تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
العقل وسط الكل لكيلا يقول أحدكم شيئاً من الخير و الشرّ إلّا لقياس معقول . » از مولايمان على - عليه السّلام - سؤال كردم ، گفتم : مىخواهم نفس خويش را به من بشناسانى ، فرمود : اى كميل ! كدام نفس را مىخواهى ؟ گفتم : اى مولايم آيا جز يك نفس موجود است ؟ حضرت فرمود : نفس چهارتاست : نفس نموّكننده‌ى نباتى و نفس حسّى حيوانى و نفس ناطقه‌ى قدسى و نفس كلّى الهى و براى هر يك از اين چند نفس ، پنج قوّه و دو خاصيت است : پس نفس نباتى نموكننده و براى آن پنج قوه است : نگهدارنده ، جذب كننده ، هضم‌كننده ، دفع‌كننده و تربيت‌كننده و براى آن دو خاصيت است زياد كردن و كم كردن و آن از جگر سرچشمه مىگيرد و شبيه‌ترين چيزها به نفس حيوان است . و نفس حيوانىِ حسّى پنج قوّه دارد : شنوايى ، بينايى ، بويايى ، چشايى و لامسه و براى آن دو خاصيت است : خشنودى و غضب و آن از قلب سرچشمه مىگيرد و آن شبيه‌ترين اشياء به نفس درّنده‌ها مىباشد و نفس ناطقه‌ى قدسى و براى آن پنج قوّه است : فكر و ذكر و علم و بردبارى و زيركى و براى آن سرچشمه‌اى نيست و آن شبيه‌ترين اشياء به نفس ملايكه است و براى آن دو خاصيت است : دورى از بدى و حكمت و نفس كلّى الهى و براى آن پنج قوّه است : بقاى در فنا ، نعمت در حال سختى ، عزّت در حال ذلّت ، نيازمندى در حال بىنيازى و صبر در حال بلا و براى آن دو خاصيت است : بردبارى و كرم و اين آن است كه مبدئش از خداست و به سوى او برمىگردد ، به خاطر سخن خداوند متعال : و در او از روح خود دميديم ، اما برگشتش به خاطر سخن خداوند متعال : اى نفس ، با اطمينان به پروردگارت رجوع كن ، در حالى كه از او راضى هستى و مورد خشنودى او مىباشى و عقل ، حدّ وسط تمامى آن‌هاست تا اين كه يكى از شما چيزى از خوبى و بدى را نگويد مگر با قياس و دليل معقولى . - « أخذ بيدى اميرالمؤمنين - عليه السّلام - ، فأخرَجنى إلى الجباية [ الجبان ] ، فلمّا أصحر