يطفح منّى . قال : أو مثلُك يخيّب سائلًا ؟ فقال [ قال ] أميرالمؤمنين - عليه السّلام - :
الحقيقة كشف سُبُحات الجلال من غير إشارة ، فقال كميل : زِدنى بياناً ، فقال - عليه السّلام - : محو الموهوم مع صحو المعلوم ، فقال : زدنى بياناً ، قال :
- عليه السّلام - : هتك السّتر لغلبة السّرّ ، فقال زدنى بياناً ، قال - عليه السّلام - : جذب الأحديّة بصفة التّوحيد ، فقال زدنى بياناً ، فقال : نور يشرق من صبح الأزل ، فيلوح على هياكل التّوحيد آثاره ، فقال : زِدنى بياناً ، قال : أطِف السّراج ، فقد طلع الصّبح . » « 1 »
اى اميرالمؤمنين ، حقيقت چيست ؟ حضرت فرمود : تو را با حقيقت چه كار ؟ پس كميل گفت : آيا صاحب سرّ تو نيستم ؟ حضرت فرمود : بله و لكن ترشّح مىكند بر تو آن چه از من سرازير مىشود ، عرض كرد : آيا شخصى مانند شما سائل را مرحوم مىكند ؟ اميرالمؤمنين - عليه السّلام - فرمود : حقيقت كشف انوار جلال خداوند است بدون اشاره كردن ، كميل عرض كرد : بيان زيادترى بفرماييد ، حضرت فرمود : محو شدن موهومات با روشن شدن و با صفا شدن معلومات ، عرض كرد : بيان زيادترى بفرماييد ، حضرت فرمود : پاره كردن پرده براى غلبهى باطن ، عرض كرد : بيان زيادترى بفرماييد ، حضرت فرمود : جذب احديّت با صفت توحيد ، عرض كرد : بيان زيادترى بفرماييد : حضرت فرمود : نورى است كه از صبح ازل اشراق پيدا مىكند ، پس بر هيكلهاى توحيد آثارش ظاهر مىشود ، عرض كرد : بيان زيادترى بفرماييد ، حضرت فرمود : چراغ را خاموش كن ، پس به تحقيق صبح طلوع كرد .
- اميرالمؤمنين - عليه السّلام - به وى فرمود :
هامش
( 1 ) . صاحب كتاب الذريعه ، در ج 13 ، ص 196 ، ده شرح بر اين حديث از علما و عرفاى معظّم ذكر مىفرمايد ، علاوه بر آن چه آن بزرگوار ذكر فرموده شروحى ديگر را هم ديدهام ، يكى هم شرحى است كه استاد مرحوم علّامه طباطبايى در جلسات اخلاقى براى آن بيان فرمودند كه توسط نويسنده تقرير و به نام راز دل به چاپ رسيده است .