تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
ربّانى و يادگيرنده‌اى كه بر راه نجات است و پشه‌هاى سرگردان كه تابع هر صدايى هستند و به طرف هر بادى ميل مىكنند ، به نور علم نورانى نگشته‌اند و به پشتوانه‌ى مطمئنى تكيه نكرده‌اند . اى كميل ! علم بهتر است از مال ، علم تو را حفظ مىكند و تو بايد مال را حفظ كنى و انفاق كردن ، مال را كم مىكند ولى علم با انفاق رشد مىكند و كار روى مال با از بين رفتن آن ، از بين مىرود ، اى كميل ! آشنايى با علم ، دينى است كه به واسطه‌ى آن جزا داده مىشود ، به واسطه‌ى آن انسان طاعت را در زمان حيات و نام زيبا را بعد از مرگ به دست مىآورد و علم حاكم است و مال بر او حكم مىشود ، اى كميل ! گنجينه‌داران اموال نابودند در حالى كه زنده هستند ولى علما باقى هستند تا زمان باقى است ، جسمشان مفقود مىشود ولى خاطره‌ها و نام و محبتشان در دل‌ها موجود است . آگاه باش ؛ كه در اين جا ، علم سرشاريست - با دست مباركش به سينه‌اش اشاره فرمود - اى كاش حاملينى براى آن پيدا مىكردم ، بله برخورد مىكنم با عاقل تيزهوش ، لكن ايمن بر او نمىتوان بود ، ابزار دين را براى دنيا به كار مىگيرد ، نعمت‌هاى خداوند را به رخ بندگانش مىكشد و دلايل خدا را به رخ اوليايش مىكشد ، يا با كسى كه مطيع حق است برخورد مىكنم كه در گوشه و كنار خود - تقليد و پيرويش - بينايى نيست ، با اوّلين شبهه‌اى ، شك و شبهه در دلش ظاهر مىشود . بدان كه نه اين اهل حمل علم است و نه آن ، يا مىيابم كسى را كه در لذت و خوشى زياده روى كرده و به آسانى پيرو شهوات است ، يا كسى كه شيفته‌ى جمع كردن - دارايى دنيا - است ، اين دو دسته از مراعات‌كنندگان دين در هيچ كارى نيستند ، چهارپايان چرنده نزديك‌ترين نمونه‌هاى اين دو گروهند ، اين چنين علم مىميرد با مردن نگهدارهايش . بارخدايا ؛ آرى زمين خالى نمىماند از كسى كه با حجّت و دليل ، دين خدا را به پا دارد كه يا آشكار و مشهور است و يا ترسان و پنهان ، تا اين كه حجت‌هاى خداوند و دليل‌هاى روشن او باطل نشود و ايشان چه مقدارند و كجايند ؟ ايشان ، به خدا سوگند بسيار اندكند و نزد خداوند منزلت بزرگى دارند ، خداوند به واسطه‌ى ايشان دلايل و حجت‌هاى روشنش را حفظ مىكند تا آن‌ها به امثال خود برسانند و در دل‌هاى شبيه خود كشت كنند ، علم با بينايىِ حقيقى به ايشان