يك باره رو آورده و با آسودگى و خوشى يقين به كار بستهاند و سختى و دشوارى افراد به ناز و نعمت فرو رفته را آسان يافتهاند و به آن چه افراد نادان از آن وحشت دارند ، انس گرفتهاند و با بدنهايى كه روحهاى آنها به جاى بسيار بلند آويخته است ، در دنيا زندگى مىكنند ، ايشانند جانشينان خدا در روى زمين و خوانندگان به دينش ، آه آه چه قدر مشتاق ديدار ايشان هستم ، اگر خواستى اى كميل برگرد . « 1 »
( 2806 ) كنيزك مجهوله
ابوالقاسم جنيد - متوفى به سال 299 - حكايت ملاقات خود را در كعبه با كنيزكى ذكر كرده ، در شرح حال جنيد ذكر شد . « 2 »
( 2807 ) كنيزك مجهوله
ذوالنون مصرى - متوفى به سال 248 - گويد : در ايّامى كه در شط نيل سير مىكردم ، كنيزى را بر نيل ديدم و موجهاى دريا در اضطراب ، آن كنيز مىگفت :
« إلهى ! تدرى ما تفعل بى ؟ »
خداوندا ؛ مىدانى چه كار مىكنى با من ؟
گفتم اى كنيزك از خدا شكايت مىكنى ، « و هو صاحب كلّ بِرّ و إحسان . » ؛ ( در حالى كه او صاحب هر نيكى و احسان است . ) جواب داد : اى ذوالنّون ! « أنت الّذى إذا شكوتَ شكوتَ منه ، و إذا سخطتَ سخطتَ عليه . » ؛ ( تو كسى هستى كه وقتى شكايت مىكنى از او
هامش
( 1 ) . تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ج 2 ، ص 42 ؛ از حرف فاء ، شمارهى 9938 ؛ روضات الجنّات ، ج 6 ، ص 67 .
( 2 ) . ر . ك : شرح حال جنيد .