عن الإرادة . »
شرك خواص آن است كه ارادهى ايشان شرك داشته باشد با خواستن خداوند از روى سهو و نسيان و غلبهى حال و حيرت ، پس خدا ايشان را جبران مىكند با بيدارى و يادآورى پس از آن حالت برگشته و از پروردگارشان استغفار مىكنند ؛ زيرا كسى از اين اراده جز ملايكه معصوم نيست همان گونه كه خداوند انبيا - عليهم الصلاة والسّلام - را حفظ كرده است و بقيهى مخلوقات از جن و انس كه مكلّف هستند از اين اراده معصوم نيستند ، جز اين كه اوليا از هواى نفس محفوظند و ابدال [ دستهاى از صالحين هستند كه دنيا از ايشان خالى نيست ] از خواستن محفوظند .
- « لا تطمع أن تدخُل زمرة الروحانيّين ، حتّى تُعادى جملتَك ، وتباين جميع الجوارح والأعضاء ، وتنفرد عن وجودك وسمعك وبصرك وبطشك وسعيك وعملك وعقلك وجميعِ ما كان منك قبل وجود الرّوح و ما أوجِد فيك بعد النفخ ؛ لأنّ جميع ذلك حجابك عن ربّك - عزّوجلّ - ؛ كما قال الخليل - عليه السّلام - للاصنام فى قوله تعالى :
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ
« 1 » ، فاجعل أنتَ جملتَك وأجزائك أصناماً مع سائر الخلق ، ولاترى لغير ربّك وجوداً مع لزوم الحدود وحفظ الأوامر والنواهى ؛ فإنَّ انخرم فيك شىء من الحدود ، فاعلم أنّك مفتون ، قد لعب بك الشيطان ، فارجِع إلى حكم الشرع والزمه ، ودَع عنك الهوى ؛ لأنّ كلَّ حقيقة لا تشهد لها الشريعة فهى باطلة . »
طمع نداشته باش كه جزء روحانيين داخل شوى تا اين كه با تمام وجودت دشمنى كنى و از تمامى اعضاء و جوارحت جدا شوى و از وجود و شنوائى و بينائى و كار و سعى و عمل و عقل و جميع آن چه از توست قبل از وجود روح و آن چه موجود مىشود در تو بعد از دميدن روح ، يگانه شوى ؛ زيرا تمامى آنها حجاب توست از پروردگار با عزّت و جلالت ، همان
هامش
( 1 ) . سورهى شعراء ، آيهى 77 .