- « واحذر أن تشكو اللَّه ، وأنت معافى وعندك نعمةٌ ما طلباً للزّيادة وتعامياً لما له عندك من النّعمة والعافية ازدراءً بها ، فربّما غضب عليك وأزالها عنك وحقّق شكواك وضاعَفَ بلائك وشدَّد عليك العقوبة ومقّتك وأسقطك من عينه ؛ وأكثر ما ينزل بابن آدم من البلايا لشكواه من ربّه عزّوجلّ . »
بپرهيز از اين كه از خداوند شكايت كنى در حالى كه در عافيت هستى و نزدت نعمتى است به جهت زيادهطلبى و چشمپوشى نسبت به نعمت و عافيتى كه دارى ، [ شكايت ] به جهت سبك شمردن نعمت باشد ، چهبسا خداوند بر تو غضب كرده و آن را از تو مىگيرد و شكايتت را محقق كرده و بلايت را زيادتر مىكند و عقوبت سختى بر تو وارد كرده و بر تو غضب مىكند و از چشمش ساقط مىكند و بيشترين بلاهايى كه بر فرزند آدم وارد مىشود به جهت شكايت او از پروردگارش مىباشد .
- « لا يصلح لمجالسة المُلوك إلّاالمطّهر من رجس الزّلّات والمخالفات ، ولا تقبل أبوابَه تعالى إلا طيّباً من الدّعاوى والهوسات . وأنتَ يا أخى ! غارق ليلًا ونهاراً فى المعاصى والقاذورات ولذلك ورد : حمى يومٍ كفّارةُ سنةٍ ، فالأمراض والشّدائد جعلها اللَّه تعالى مطهّرات لك لتصلح لقُربه ومجالسته لا غيرُ . وقد ورد أيضاً : أشدّ النّاس بلاءً الأنبياء ثمّ الأمثل فالأمثل ؛ و دوام البلاء بالعبد قوى قلبه و ضعف هواه . »
صلاحيت ندارد براى مجالست بزرگان جز شخص پاك شده از پليدى لغزشها و مخالفتها ، و درهاى خداوند متعال جز كسى كه از ادّعا و هوسبازى پاك شده باشد قبول نمىكند . و تو اى برادرم ! روز و شب غرق در معصيت و كثافتها هستى و از اين جهت روايت شده كه تب يك روز كفارّهى يك سال است ، پس مرضها و سختىها را خداوند متعال پاككنندهى تو قرار داده است تا فقط براى نزديك شدن به او و مجالست با او صلاحيت پيدا كنى و نيز روايت شده است كه : سختترين مردم از جهت بلاها ، انبيا سپس افراد ديگر بعد از ايشان و بلاى دايمى براى بنده قلبش را قوى كرده و هواى نفسش را ضعيف مىكند .
- « إرضِ بالدّون ؛ ولا تنازع ربَّك فى قضائه ، فيقصمك ؛ ولا تغفل عنه ، فيُسلبك ؛ ولا تقل
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 132
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٣٢