رأسك ، فلا تجد ذلك فقراً ولا غنىً . »
از تمامى جهات چشم بپوش و از هيچ يك از آنها چشم مپوش ؛ زيرا تا وقتى به آنها نگاه مىكنى در فضل خداوند از تو بسته است ، پس تمامى جهات را با توحيدت ببند و با يقينت محو كن ، سپس با فانى شدنت ، سپس به محو شدنت ، سپس با علمت و در اين هنگام از چشمههاى قلبت جهت تمامى جهات باز مىشود و آن جهت فضل خداوند كريم است كه با چشم سرت آن را مىبينى و آن را فقر مىيابى و نه بىنيازى .
- از وى پرسيدند :
« كيف الخلاص من العُجب ؟ قال : مَن رأى الأشياء من اللَّه وأنّه هو الّذى وفّقه لعلم الخير وأخرَج نفسه من البين ، فقد سلِم من العُجب . »
چگونه از عجب و خودبينى خلاصى حاصل مىشود ؟ گفت : كسى كه اشياء را از خداوند ببنيد و اين كه او را موفق به عمل خير كرده است و خود را از ميانه بردارد ، از عجب سالم مانده است .
- پرسيدند از همّت ، گفت :
« هى أن يتعرّى العبد بنفسه عن حبّ الدّنيا وبروحه عن التعلّق بالعقبى وبقلبه عن إرادته مع إرادة المولى ويتجرّد بسرّه عن أن يلمح الكونَ أو يخطر على سرّه . »
همت آن است كه بنده جانش را از محبت دنيا خالى كند و روحش را از تعلق به آخرت و با قلبش از ارادهاش در عرض ارادهى مولى خالى شود و با سرّش از اين كه اشاره به هستى كند يا هستى برسرّش خطور كند ، مجرّد مىشود .
- پرسيدند از گريه ، گفت :
« أبك له ، وأبكِ منه ، وأبكِ عليه . »
براى خدا گريه كن ، و از [ خوف ] او گريه كن و بر [ فراق ] او گريه كن .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٣٧