تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
آمدن نعمت‌ها را اختيار مكن و بلاء را دفع منما ؛ زيرا نعمت با قسمت به تو مىرسد ، شيرين بدانى آن را يا كراهت داشته باشى و بلاء بر تو حلول مىكند هرچند از آن كراهت داشته باشى و آن را دفع كنى پس تسليم خداوند متعال شو در تمامى آن‌ها ، آن چه را كه بخواهد انجام مىدهد ، پس اگر نعمت برايت آمد به ذكر و شكر مشغول شو و اگر بلاء آمد مشغول شو به صبر و رفق و خشنودى و بهره‌مند شدن به آن و نيستى و فناء از آن به‌اندازه‌ى آن چه از حالات مىدهد و در آن‌ها منتقل مشو تا اين كه به رفيق اعلى متصل شوى ، و نايست در جايگاه كسى كه پيشى گرفته و گذشته است از صديقين و شهداء ، پس از بلاء ناله مكن و با دعايت در برابر و نزديكش نايست كه آتش آن بزرگ‌تر از آتش جهنم نيست . و در خبر است كه آتش جهنم به مؤمن مىگويد : بگذر اى مؤمن ؛ پس به تحقيق نور تو شعله‌ى مرا خاموش كرده است و نور مؤمن كه شعله‌ى آتش را خاموش مىكند جز آن چه در دنيا همراهش بوده است نيست و با آن از معصيت كار جدا شده است ، نيست ، پس بايد با اين نور شعله‌ى بلاء را خاموش كند ؛ زيرا بلاء براى هلاك بنده نيامده است و فقط براى امتحان او آمده است . - « لا تشكوا لأحد ما نزل بك من خير كائناً ما كان صدّيقاً أو قريباً . » نزد كسى نسبت به گرفتارى كه بر تو وارد شده ا ست شكايت مكن ، چه دوستت باشد يا از نزديكانت . - « لا تتّهمنّ ربّك قطُّ فيما فعل فيك ونزل بك من إرادته ، بل أُظهِر الخير والشّكر . » هيچ گاه پروردگارت را نسبت به آن چه درباره‌ى تو انجام داده و اراده كرده است ، متّهم مكن ، بلكه خوبى و شكر را اظهار كن . - « لا تسكن إلى أحد من الخلق ولا تستأنس به ولا تطِّلع أحداً على ما أنت فيه ؛ لا فاعل سوى ربّك وكلُّ شىء عنده به مقدار ، وإن يمسسك اللَّه بضُرّ فلا كاشف له إلّاهو . » به هيچ‌كس از مخلوقات دل مبند و با آن انس مگير و كسى را نسبت به آن چه در آن هستى آگاه مكن ، فاعلى غيرپروردگارت نيست و هر چيزى نزد او به اندازه است و اگر خدا گرفتارى برايت پيش آورد بر طرف كننده‌اى براى آن جز او نيست .