( 1526 ) رابعه بنت كعب قزدارى بلخى « 1 »
در حسن حال و كمال و معرفت وحيدهى دوران وفريدهى دهر است . وى معاصر آل سامان و رودكى بود و اشعار نيكو مىسرود و از پادشاهزادگان بود اما در آخر به دست برادرش كشته شد .
شعر
عشق او باز اندر آوردم به بند * كوشش بسيار نآمد سودمند
توسنى كردم ندانستم همى * كز كشيدن ، سختتر گردد كمند
عشق ، دريايى كناره ناپديد * كى توان كردن شنا ؟ اى هوشمند !
عاشقى خواهى كه تا پايان برى * پس ببايد ساخت با هر ناپسند
زشت بايد ديد وانگاريد خوب * زهر بايد خورد و پنداريد قند
( 1527 ) رابعه قبسيه « 2 »
( 1528 ) راهب چينى
ابا عبد ، عبد الواحد بن زيد - متوفى به سال 177 - گويد : به صومعه راهبى از رهبان
هامش
( 1 ) . قُزدارى : منسوب به قُزدار ، ناحيهاى واقع در هند ؛ بلخى : منسوب به بَلْخ شهر تاريخى و مشهور خراسان قديم ، كه خراب گرديده ، و اكنون روستا و يا شهر كوچكى است در شمال افغانستان .
( 2 ) . تذكرة الخواتين .