شادمانىام به لقاى او .
در اين هنگام بمرد .
- « إستغفارنا يحتاج إلى الإستغفار . »
استغفار ما ، به استغفار نياز دارد .
- « أستغفر اللَّه من قلّه صدقى فى أستغفر اللَّه . »
استغفار مىكنم از كمى صدق و راستى در « استغفر اللَّه » گفتن خودم .
- « اكتموا حسناتكم كما تكتمون سيئاتكم . »
خوبىهاى خود را كتمان كنيد ، همانگونه كه بدىهايتان را مىپوشانيد .
- هر چيز را ثمرهاى است ، وثمرهى معرفت روى به خدا آوردن است .
- به وى گفتند : اين مقام به چه يافتى ؟ گفت : به اين كه همه يافته هاى خود در وى گم كردم .
- گفتند : شيطان را دشمن مىدارى ؟ گفت : از دوستى رحمان ، به عداوت شيطان نپردازم .
- يكى از اهل كمال بسيار مىگفت : هر كه درى كوبد عاقبت باز شود ، رابعه حاضر بود گفت : تاكى گويى كه نخواهد گشاد ، كى بسته است تا باز گشايد ؟
- فصل بهار بود از خانه بيرون نمىآمد ، خادمهاش گفت : بيرون آى و آثار صنع را مشاهده كن . رابعه گفت : تو در آن آثار صانع بينى ، « شغلنى مشاهدة الصّانع عن مطالعة الصنع . » ؛ ( مشاهدهى صانع مرا از مطالعهى آفريده ومخلوق به خود مشغول كرده است . )
مناجات
خدايا اگر تورا از ترس آتشت مىپرستم مرا بسوزان و اگر براى رسيدن به بهشت مى پرستم بر من حرام گردان و اگر تو را براى تو مىپرستم جمال باقى از من دريغ مدار . « 1 »
هامش
( 1 ) . تذكرة الاولياء ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 584 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 56 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 94 ؛ تذكرة الخواتين .