تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
و من انفتحت عين بصيرته بهت و لم يتفرّغ للكلام . » كسى كه خدا را بشناسد ، با مخلوق لذتى نخواهد برد و كسى كه دنيا را بشناسد در زندگى لذتى برايش نيست و كسى كه چشم بصيرتش باز شده باشد مبهوت و سرگردان بوده و فرصت براى سخن گفتن ندارد . - « لا يزال العبد عارفاً مادام جاهلًا ؛ فإذا زال جهلُه ، زالت معرفته . » همواره بنده عارف - به حقّ - است تا وقتى كه خود را نسبت به او جاهل بداند ، پس وقتى كه جهلش بر طرف شد معرفتش زايل مىشود . - « مادام العبد يظنّ أنّ فى الخلق مَن هو شرّ منه ، فهو متكبّر . » تا وقتى كه بنده گمان مىكند كه در بين مردم كسى بدتر از او مىباشد ، متكبر است . - « إنّ فى اللّيل شراباً لقلوب أهل المعرفة ، فإذا شربوا طارت قلوبهم فى الملكوت حبّاً للَّه وشوقاً إليه ، فبذلك يقطعون لياليهم . ألا ! وإنّ النّاظرين إليه لا إلى غيره ذهبوا بصفة الدّنيا و الآخرة . » همانا در شب شرابى براى دل‌هاى اهل معرفت وجود دارد كه وقتى بخورند دل‌هايشان در ملكوت به سبب محبت به خداوند و شوق به سوى او پرواز مىكند ، پس با اين حالت شب‌هاى خود را سپرى مىكنند . آگاه باشيد ! كه نظركنندگان به خداوند ، نه به غير او صفت دنيا و آخرت را از بين برده‌اند . - « أدنى مقام من مقامات العارف أن يمرّ على الماء وفى الهواء وأعلاها أن يمرّ على الدّارين من غير أن يلتفت منه إلى ماسواه . » كم‌ترين مقام از مقام‌هاى عارف آن است كه برآب و در هوا بگذرد و بالاتر از آن ، اين كه بردنيا و آخرت بگذرد بدون اين كه از خداوند به غير او متوجه باشد . - « خضعتُ فى بحارالأعمال أربعين سنة ، فإذاً أنا مربوط بكلّ زنّار . » در درياى عمل‌ها چهل سال فرو رفتم ، ناگهان ديدم كه به زنّارى [ چيزى كه مسيحيان به گردن مىاندازند و علامت وابستگى آن‌ها به دين مسيح است ] وابسته هستم .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 408 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)