تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
- از درجه‌ى عارف پرسيدند ، گفت : « ليس هناك درجةٌ ، بل أعلى فائدة العارف وجوده ربّه . » آن جا درجه نيست ، بلكه بالاترين فايده‌ى عارف وجود پروردگارش مىباشد . - پرسيدند : « بماذا يُستعان على العبادة فقال : باللَّه إن كنتَ تعرفه . » به چه چيز بر عبادت كمك گرفته شود ؟ گفت : به خداوند ، اگر او را مىشناسى . - كسى پرسيد : « من أُصاحِب ؟ فقال : من إذا مرضتَ عادَك وإذا أذنبتَ تاب عليك . » با چه كسى مصاحبت داشته باشم ؟ گفت : كسى كه وقتى مريض شدى عيادتت كند و وقتى لغزشى از تو سرزد توبه كند برتو . - پرسيدند : « العارف يحجبه شئعن ربّه ؟ فقال : يا مسكين ! مَن كان هو حجابه أىّ شىء يحجبُه ؟ » آيا چيزى عارف را از پروردگارش مانع مىشود ؟ گفت : اى مسكين ! كسى كه خداوند پرده‌دار او باشد چه‌چيز مانع او مىشود ؟ - پرسيدند : « بم نالوا المعرفة ؟ قال : بتضييع مالِهم والوقوف على ماله . » به چه چيزى - اهل معرفت - به معرفت رسيدند ؟ گفت : به ضايع كردن آن چه براى ايشان است و توقف كردن برآن چه براى خداوند است . - كسى به وى گفت : « علِّمنى إسمَ اللَّه الأعظم . قال : ليس له حدّ محدود ، إنّما هو فراغ قلبك لوحدانيّته ؛ فإذا كنتَ كذلك ، فارفع إلى أىّ إسم شئتَ فإنّك تسير به إلى المشرق والمغرب ، ثمّ تجيئ وتصف . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 406 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)