تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
سال 939 - مصاحبت داشت و به فيض شهادت نايل شد . « 1 »

( 1956 ) ابويزيد ، طيفور بن عيسى بن آدم بن سروشان

از برجستگان اهل معرفت و موحّدين و صاحب مقامات و رياضات و كرامات است كه در ميان اقران خود انگشت نشان بود تا آن جا كه جنيد درباره‌ى وى گويد : ابويزيد در ميان ما چون جبرييل است در ميان ملايكه . وى از شاگردان كُرْدى است كه سال 264 در سنّ 90 سالگى دار دنيا را بدرود گفت . مزارش در بسطام قرار دارد . حكايت مادرش وى را به مكتب خانه فرستاد . روزى در حين خواندن قرآن به آيه
أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ
« 2 » ؛ ( شكرگزارِ من و پدر و مادرت باش . ) رسيد ، از استاد پرسيد : معنى آيه چيست ؟ چون از استاد معناى آيه را شنيد ، اجازه خواست تا به خانه رود و با مادرش سخنى بگويد ، استاد اجازه داد . چون به خدمت مادر رسيد گفت : مادر به چنين آيه‌اى رسيدم ، من نمىتوانم شاكر دو نفر باشم ؛ يا از خدا بخواه تا تنها خدمت‌گزار تو باشم و يا مرا رها كن تا خدمت خدا كنم . مادر گفت : همه خدمت خدا كن و در كار او شو ، من حق خود را نسبت به تو بخشيدم . ابويزيد از بسطام بيرون شد و سى سال در باديه شام مىگشت و بىخوابى و گرسنگى و رياضت مىكشيد و خدمت عدّه‌اى از عرفا شاگردى نمود . چون به مدينه رفت و زيارت نمود به فكر شد تا به بسطام بازگردد و مادر را ببيند . پس به قصد زادگاه خويش به راه افتاد و سحرگاه به در خانه مادر رسيد . شنيد مادرش در حال وضو بود و با خود مىگفت : خدايا آن غريب را نيكو دار . و سخنانى از اين قبيل .
هامش
( 1 ) . ثمرات القدس . ( 2 ) . سوره‌ى لقمان ، آيه‌ى 14 .