تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
- « المتوكّل ، الّذى لا يملك شيئاً ولا يملكه شىء . » توكل كننده كسى است كه مالك چيزى نيست و چيزى نيز مالك او نيست . - « الرّضا ، سكون النّفس عندالوارد ؛ وطمأنينة القلب بأحكام الوارد ؛ وخمود البشريّة عند منّ القضاء . » حالت رضا ، آرامش جان است هنگام امورى كه وارد مىشود و اطمينان قلب است به احكام امور وارده و ساكن شدن بشر است هنگامى كه قضاى الهى بر او منّت مىنهد [ و امور ناگوار را برايش پيش مىآورد ] . - « العبوديّة ، مفارقة بموافقة . » بندگى ، جدائى با موافقت كردن است . - « الإخلاص ، نسيان الملاحظات . » اخلاص ، فراموش كردن بهره‌هاست . - « الإعتكاف ، القيام بالسّرّ على حقيقة المراقبة . » اعتكاف ، باطن را برحقيقت مراقبه پابرجا كردن است . - « الموت بعد الحيوة ، حسرةٌ ؛ والحيوة بعد الموت ، خيرة . » مرگ بعد از حيات ، حسرت است و حيات بعد از موت ، خوبى است . - « من شهد المقدور من اللَّه ، بقى بلا حركة ولا اختيار . » كسى كه امور را از خداوند بداند ، بدون حركت و اختيار مىماند . [ از خود حركتى نمىبيند نه اين كه حركتى نكند ] . شعر
- بوره سوته دلان گرد هم آييم * سخن واهم كريم غم وانماييم ترازو آوريم ، غم‌ها بسنجيم * هرآن غمگين‌تريم ، وزنين ترآييم هر آن كس عاشق است از جان نترسد * عاشق از كندو از زندان نترسد دل عاشق بود گرگ گرسنه * كه گرگ از هِىْ هِىْ چوپان نترسد
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 388 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)