- خرّم آنان كه از تن جان ندانند * زجانان جان زجان جانان ندانند
بدردش خو كرن سالان و ماهان * به درد خويشتن درمان ندانند
بسر شوق سركوى ته ديرم * به دل مهر مه روى ته ديرم
بت من ، كعبه من ، قبله من * تويى هرسو نظر سوى ته ديرم
هر كه دردى نداره مرده اولى * دل بىدرد و عشق افسرده اولى
سحر بلبل زند آوا بگلبن * كه هر كه عشق ندارد مرده اولى
خرم اون دل كه از غم بهرهور بى * به اون دل واى كز غم بىخبر بى !
به بازار محبّت نقد رايج * كسى داره درونش سوتهتر بى
به صحرا بنگرم صحرا ته وينم * به دريا بنگرم دريا ته وينم
به هر جا بنگرم كوه و درو دشت * نشان از قامت رعنا ته وينم
دلى ديرم خريدار محبّت * كز او گرم است بازار محبّت
لباسى بافتم برقامت دل * زپود محنت و تار محبّت
بود درد مو و درمونم از دوست * بود وصل مو و هجرونم از دوست
اگر قصابم از تن واكره پوست * جدا هرگز نگردد جونم از دوست
مو از قالوا بلى « 1 » تشويش ديرم * گنه از برگ بارون بيش ديرم
اگر لا تقنطوا « 2 » دستم نگيرد * مو از ياويلتا « 3 » انديش ديرم
مو آن بحرم كه در ظرف آمدستم * چو نقطه برسر حرف آمدستم
بهر الفى الف قدّى برآيد * الف قدّم كه در الف آمدستم
زبس مهر رخت عالم فروزه * جهان را در دل به مهرت سينه سوزه
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهى 172 سورهى اعراف كه مىفرمايد :أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى.
( 2 ) . اشاره به آيهى 53 سورهى زمر كه مىفرمايد :قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.
( 3 ) . اشاره به آيهى 28 سورهى فرقان كه مىفرمايد :يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا.