تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
زادگاهش همدان از دنيا رفت و به خاك سپرده شد و قبرش مزار و مطاف اهل معرفت است . « 1 » گفتار - « العلم دليلُ المعرفة ، تدلّ عليها ؛ فإذا جاء المعرفة سقط رؤية العلم وبقِى حركات العلم بالمعرفة . » علم دليل شناخت است كه برآن راهنمايى مىكند پس وقتى معرفت آمد ديدن علم از بين مىرود و حركت‌هاى علم به معرفت باقى مىماند . - « رؤية العلم ، عجزُ المريدين . » ديدن علم [ نشانه‌ى ] عاجز بودن مريدهاست . - « العلم يدلّ على اللَّه ، والوجد يدلّ له ، والدّليل عليه يجذب إلى قربه ، والدليل له يجذب إليه . » علم بر خداوند دلالت مىكند و حالت وجد بر او دلالت مىكند و دليل بر او به سوى نزديكى او جذب مىكند و دليل براى او ، به طرف خداوند جذب مىكند . - « العلم قيود العبوديّة وحبس الحقّ ، فمن اطّلعها به غير علم فقد خرج من العبوديّة واستعمل الحرّيّة . » علم زنجيرهاى بندگى و محبوس كردن حقّ است ، پس كسى كه بدون آگاهى بربندگى اطلاع پيدا كند ، از بندگى خارج شده و آزادى را به كار بسته است . - « العلم موكّل بالكلام والوجد ، موكّل بالخُرس . » علم ، به سخن گفتن واگذار شده و وجد ، به لال بودن و سخن نگفتن . - « العلم ، تطريق ، والوجد ، تفريق والحقيقة ، تحريق . » علم ، راه‌يابى است و وجد و يافتن ، جدا كردن است و حقيقت ، سوزاندن است .
هامش
( 1 ) . دو بيتىهاى او به لفظ رازى كه اهل رى و دينور و بيدان تلفّظ مىكرده‌اند سروده شده و تا به حال از تأليفات نثرى و شرح آن‌ها به نظر مؤلف نرسيده ولى كلمات قصار و بعضى شروح او ملاحظه شده كه جملاتى از آن ذكر مىشود .